![]() |
![]() |
|
| کمونیستها از پنهان کردن نظرات و اهداف خود بیزارند. |
|
* ادامه ی بازداشت ها و تهدید خانواده های قربانیان قتل عام ۶۷
* تجمع اعتراضي كارگران شركت آب و خاك كرمانشاه
* اوضاع در آذربایجان روز بروز متشنج تر می شود * مجادله لفظی کم سابقه ایران و اسرائیل در نشست آژانس * آمریکا و متحدانش راسا اقدام به گسترش دامنه تحریم خواهند کرد * آمریکا: ایران به شبه نظامیان عراق و افغان، بمب می دهد *صدور حکم زندان برای روزنامه نگار ساکن سنندج ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 17:40 توسط |
|
|
پنج پناهجوی ایرانی که توسط نیروهای پلیس ترکیه بازداشت شده بودند و از وضعیت آنها اطلاعی در دست نبود 2 ساعت پیش تحویل نیروهای امنیتی اربیل عراق شده اند. این پنج نفر در حال رساندن خود به مقر سازمان ملل هستند و فعلا خطر بازگرداندن آنها به ایران وجود ندارد. منبع : نیروهای کمونیست عراق
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 14:38 توسط |
|
|
پدر مرتضی لطفا رفیق ما را آزاد کن
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 21:54 توسط |
|
|
پروانه وحيدمنش:
*نگاهش كردم و آرام گفتم اين ابتداي راه است عزيزم . تو همسر مردي شدي كه نمي تواند ببيند و ساكت بنشيند ، مي دانم كه جامعه به لجن كشيده مان ديگر حتي نمي بيند و نمي داند و نمي خواهد بداند كه زندان رفته ها براي شرافت و انسانيت به زندان مي روند اما تو مي داني كه عشق تو براي كدامين كلام با قلم هاي ميله هاي سلول هاي اوين آرمان هايش را روي جدار كبره گرفته انفرادي طرح مي زند تا به تو ، به من ، و به انسان ثابت كند هستند كساني كه مي بينند و دم فرو نمي بندند
براي زناني كه پشت ديوارهاي اوين عاشق مي شوند نمي دانم چند بار چشم به راه بوده اي و نگراني ات را روي دروازه هاي آمدن ها و نيامدن هاي او كه دوستش مي داري نقش زده اي . نمي دانم براي كدامين عشق و براي كدامين نگاه بي تابي شب هايت را تنها نشسته اي ، اما ديشب زني به خانه ام بود كه من در لحظه به لحظه انتظارش ، نگراني اش و بغض هايش سالهاي انتظار و ترس و تنهايي را باز مزه مزه كردم و سكوت سهمگين خانه هر دوي ما را تا آخر دنياي آرزوهايي برد كه هيچ گاه برآورده نشد. ديشب زني به خانه ام بود كه همسرش ديروز به جرم بي جرمي بازداشت شده بود . ديشب اين اولين تجربه او بود كه بايد تا صبح پلك نزند و انتظار را بالا بياورد . ديشب دوباره قصه هاي سالهاي بازداشت،انتظار، عاشقي و هميشه متهم بودن را برايش گفتم . نگاهش كردم و آرام گفتم اين ابتداي راه است عزيزم . تو همسر مردي شدي كه نمي تواند ببيند و ساكت بنشيند ، مي دانم كه جامعه به لجن كشيده مان ديگر حتي نمي بيند و نمي داند و نمي خواهد بداند كه زندان رفته ها براي شرافت و انسانيت به زندان مي روند اما تو مي داني كه عشق تو براي كدامين كلام با قلم هاي ميله هاي سلول هاي اوين آرمان هايش را روي جدار كبره گرفته انفرادي طرح مي زند تا به تو ، به من ، و به انسان ثابت كند هستند كساني كه مي بينند و دم فرو نمي بندند. بايد دوام بياوري . بايد فكركني يك سال ديگر هم چشمانت رو به اوين انتظار مي كشند و انتظار يعني عاشقي . بايد بپذيري طعنه ها را ، تنهايي ها را ، بايد بپذيري بي رحمي ها را مثل سايه زيستن را بايد ياد بگيري اگرمي خواهي عاشق بماني . بايد ياد بگيري نفس بكشي، عميق عميق و ادامه بدهي زندگي را . بايد ياد بگيري روي دوپاي نحيف خود دويدن را تا آخر خط تجربه كني ديشب تنهايي يك زن بغض ام را شكست كنج حياط زير چراغ مهتابي و ياد زناني افتادم كه سال هاست انتظار را پشت ميله هاي زندان عاشق مي شوند . ياد مادراني افتادم كه همه آنچه از پسران شان براي شان مانده يك كيسه سياه است از لباس و ساعتي مچي كه روي دقيقه هاي اعدام از حركت ايستاده است . ياد زناني افتادم كه هرگز هيچ نويسنده اي از اين پا و آن پا كردن هايشان پشت در هاي اوين زير برف دي ماه ننوشته است . ديشب ياد زناني افتادم كه بغض خود را تنها براي ديوارهاي زندان قهقه مي زدند، ياد زناني كه شصت و هفت بار اعدام شدند و نامشان در هيچ فهرستي چاپ نشد ديشب زني كنارم بود كه مثل آونگ طول و عرض اتاق را اشك مي ريخت . وقتي نام معشوق را تكرار مي كرد من آرام زير لب لالايي مي خواندم براي كودكي كه هرگز متولد نشد .... ديشب من در آينه به چشمان خسته و بي رمق خود خيره شدم و يك عمر عاشقي را پشت ناوك هاي چشم او دوباره عاشق شدم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 21:53 توسط |
|
|
صدای آلمان : کنگره قاضیان آلمان در شهر ورتسبورگ با حضور ناصرزرافشان چهره عوض کرد. زرافشان با غرور، پایبندی به حقوق بشر را به همه توصیه کرد و اعلام نمود که قصد دارد یک جنبش حقوقبشری را در بطن جامعهی ایران پیریزی کند. تا روزهای آخر معلوم نبود که آیا ناصر زرافشان اجازهی خروج خواهد یافت یا نه. کریستوف فرانک (Christoph Frank) ، رئیس اتحادیهی قاضیان آلمان، در سخنرانی خود گفت، زرافشان از راه خاصی توانست خود را به آلمان برساند. وی گفت: «این، برای همسفران او سختیهایی به همراه داشت اما کار ما را راحت کرد. » هرتا دویبلر گملین (Hertha Däubler Gmelin)، رئیس کمیسیون حقوق بشر و کمکهای انسانی پارلمان آلمان در آغاز کنگرهی قاضیان به معرفی ناصر زرافشان پرداخت و ضمین ستایش از شجاعتهای او در راه اجرای عدالت، این وکیل مبارز را "دیدهبان حقوق بشر" خواند. دویبلر گملین گفت، زرافشان "با موضعی خللناپذیر در صف مردان و زنان بزرگی جادارد که در سرزمینهای خود زیر سختترین شرایط برای حقوق بشر مبارزه میکنند". زرافشان که کمی احساساتی شده بود، به کشورهای اروپای غربی برای نقض حقوق بشر اعتراض کرد. به گفتهی وی، این کشورها "زیر لوای مبارزه با تروریسم آزادیها و حقوق فردی شهرواندانشان را محدود میکنند". وکیل خانوادههای قربانیان قتلهای زنجیرهای از اتحادیهی قاضیان آلمان و سازمان عفو بینالملل به خاطر کمکها و همبستگیشان در دوران اسارت خود در زندان اوین تشکر کرد. فعالیتهای زرافشان ناصر زرافشان در دههی ۱۳۵۰، پس از تحصیل در رشتهی حقوق در ایران و فرانسه با ساواک ("سازمان اطلاعات و امنیت کشور" در زمان شاه) درگیر شد. او یکی از بنیانگذاران کانون وکلای دموکراتیک ایران بود و در یکی از فعالیتهایش برای دفاع از زندانیان سیاسی موفق شد، از محاکمهی شماری از مخالفان رژیم شاهنشاهی در یک دادگاه نظامی جلوگیری کند. با تلاش بیوقفهی زرافشان، متهمان در یک دادگاه عادی محاکمه و در نهایت آزاد شدند. زرافشان پس از انقلاب اسلامی به دفاع از متهمانی برآمد که بیشتر زنان فعال و پیروان اقلیتهای مذهبی بودند. آخرین فعالیت وی، دفاع از حقوق خانوادههای قربانیان قتلهای زنجیرهای بود که برای خودش به زندان انجامید. ناصر زرافشان در اسفند ۱۳۸۰، پس از افشاگری در زمینهی پروندهی قتلهای سیاسی موسوم به زنجیرهای، در یک دادگاه نظامی محاکمه و به اتهام "فاشکردن اسرار حکومتی و نگهداری اسلحه و مشروبات الکلی" به ۵ سال زندان و ۷۰ ضربه شلاق محکوم شد. آلمان قرن بیستم، نمونهی بارز دگرگونی زرافشان در سخنرانی خود در جمع قاضیان اظهار داشت، تاریخ آلمان در قرن بیستم نمونهی بارزی برای این واقعیت است که شرایط موجود میتواند دائما دگرگون شود. وی از جنبش زنان و دانشجویان و نیز فعالیتهای سندیکایی در ایران نام برد و آنها را نشانههای دگرگونی خواند. بر اساس گزارشهای فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ و زود دویچه تسایتونگ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 21:35 توسط |
|
|
ايران: اعدام هاى تمام ناشدنى، اطلاعيه مطبوعاتى فدراسيون بين المللى جامعه هاى حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران پاريس- فدراسيون بين المللى جامعه هاى حقوق بشر (FIDH) و جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران (LDDHI) به شدت اعدام ۱۱ تن از شهروندان ايرانى را كه روز ۱۲ سپتامبر به دار آويخته شدند محكوم مى كند. اتهام برخى از اين قربانيان شركت در عمليات تروريستى بوده است. در ميان اعدام شدگان، سه تن از اقليت عرب ايرانى اهل خوزستان نيز به چشم مى خورند. اسامى اين اعدام شدگان عبارت است از: آقاى عبدالرضا نواسرى (۳۴ ساله)، آقاى محمد على سوارى (۳۸ ساله) و برادرش، آقاى جعفر سوارى (۲۳ ساله). از ابتداى سال ۲۰۰۷، تعداد ۱۵ نفر از اقليت عرب اعدام شده اند. با توجه به اطلاعات به دست آمده، چهار تن ديگر از اين اقليت نيز در حال حاضر در انتظار اعدام بسر مى برند: آقايان حمزه سوارى (۲۰ ساله)، زامل باوى، ناظم بريهى و عبدالايمان زائرى. اين اعدام ها همچنان ادامه دارند و تمايل به صدور حكم مرگ از سوى دولتمردان فعلى ايرانى نيز همچنان پابرجاست. در سال جارى، فدراسيون بين المللى جامعه هاى حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران به صورت مداوم صدور احكام مرگ در ايران را دنبال كرده و به طور مرتب اجراى آن را كه در نقض كامل عهدنامه هاى بين المللى حقوق بشر قرار دارد محكوم كرده اند. بر اساس اين عهدنامه ها، محكوم شدگان بايد از حق يك محاكمه عادلانه و بى طرف برخوردار باشند و حكم اعدام بايد صرفا براى جنايت هاى "بزرگ" صادر شود. فدراسيون بين المللى جامعه هاى حقوق بشر "درخواست فورى" تابستان امسال را يادآورى مى كند و در ميان ديگر مسايل، خواستار پايان يافتن اعدام هاى سياسى مى باشد. فدراسيون بين المللى جامعه هاى حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران مجددا مخالفت خود را با صدور حكم اعدام تحت هر شرايطى اعلام مى كنند و مجددا از دولتمردان جمهورى اسلامى مى خواهند كه به تعهدهاى بين المللى خود در چارچوب اعلاميه جهانى حقوق بشر و ديگر عهدنامه هاى بين المللى حقوق بشر احترام گذاشته و آنها را رعايت كنند.
منبع : سایت گویا نیوز |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 21:33 توسط |
|
|
• کاندولیزا رایس وزیر خارجه ی آمریکا هشدارهای اخیر البرداعی در مورد حمله ی نظامی به ایران را مورد انتقاد قرار داد و خطاب به وی گفت کار دیلپلماسی را به دیپلمات ها واگذارد. در همین حال سخنگوی وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد این کشور بر روی قطعنامه ای کار می کند که قرار است تحریم ها علیه ایران را تشدید کند. کشورهای گروه ۵+۱ قرار است در ۲۱ سپتامبر در نیویورک رایزنی های خود را برای گسترش تحریم ها علیه ایران آغاز نمایند ... وزیر خارجه آمریکا موضعگیری مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی در مورد ایران را مورد انتقاد قرار داد. به گزارش بی بی سی کاندولیزا رایس، وزیر خارجه آمریکا، در گفتگو با خبرنگاران در اشاره ای تلویحی به اظهارات اخیر محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بین المللی، در مورد برخورد با مساله هسته ای ایران گفت کسی نمی تواند وظایف ایران در عمل به قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل را کاهش دهد یا محدود سازد. وزیر خارجه آمریکا یادآور شد که آژانس یک نهاد فنی برای نظارت بر فعالیت های اتمی کشورهای عضو است و به امور دپپلماتیک نمی پرازد. خانم رایس، بدون ذکر نام محمد البرادعی، گفت که "بهتر است دیپلماسی به دیپلمات های سپرده شود." وزیرخارجه آمریکا در عین حال توافق اخیر ایران و آژانس برای پاسخگویی این کشور به سئوالات باقی مانده در مورد برنامه های اتمی خود را مثبت ارزیابی کرد. با اینهمه، وی گفت که "این نخستین بار نیست که ایرانی ها با موضوعی توافق کرده اند تا این توافق را زیر پا بگذارند." خانم رایس از اظهار نظر در مورد اظهارات وزیر خارجه فرانسه در مورد احتمال جنگ با ایران خودداری ورزید اما گفت که ایالات متحده همچنان به یافتن راه حل دیپلماتیک برای این مساله پایبند است. پیش از این آقای البرادعی پیشنهاد کرده بود با توجه به دستیابی ایران به فن آوری غنی سازی، واقع نگرانه تر این است که به این کشور اجازه ادامه فعالیت محدود در این زمینه داده شود. مدیرکل آژانس بین المللی همچنین روز دوشنبه این هفته نسبت به اظهارات وزیر خارجه فرانسه در باره احتمال جنگ برای متوقف کردن برنامه اتمی ایران واکنش نشان داده بود. وی گفته بود امیدوار است همه از جنگ عراق عبرت گرفته باشند و افزود که این جنگ به خاطر ظنین بودن به وجود برنامه های اتمی رژیم سابق عراق آغاز شد و نتیجه آن، کشته شدن چند هزار نفر بوده است. آمریکا پیش نویس قطعنامه ی تازه ای را تهیه می کند خبرگزاری جمهوری اسلامی گزارش داد وزارت خارجه آمریکا روز سه شنبه تنها چند روز پیش از اجلاس گروه ۵+۱ در مورد برنامه هستهای ایران اعلام کرد که واشنگتن در حال تهیه پیش نویس یک قطعنامه جدید علیه تهران است. به گزارش خبرگزاری فرانسه از واشنگتن، "شان مک کورماک" سخنگوی وزارت امورخارجه آمریکا گفت: "آنچه داریم انجام میدهیم کار در مورد عناصر یک قطعنامه است... ما برخی از این ایدههای خود را و آنچه که ممکن است باشد -- آنچه که یک قطعنامه باید به نظر برسد -- روی کاغذ آوردهایم." وی افزود: "ما مذاکرات مستمری را در بین پنج عضو دائم شورای امنیت (آمریکا، روسیه ، چین ، انگلیس و فرانسه) و همچنین آلمان آغاز کردهایم." این اجلاس قرار است روز جمعه به میزبانی نیکلاس برنز فرد شماره ۳وزارت خارجه آمریکا در واشنگتن برگزار شود و مدیران سیاسی وزارتخانههای امور خارجه کشورهای ذکر شده در آن حضور خواهند یافت. مک کورماک با اشاره به اینکه "قرار است در این اجلاس در مورد عناصر یک قطعنامه و همچنین زمان ارائه آن مذاکره شود"، افزود: کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا نیز قرار است در تاریخ ۲۸سپتامبر در نیویورک با همتایانش از همان گروه از کشورها ملاقات کند. آمریکا و کشورهای اروپایی در روزهای اخیر تاکید کرده اند که خواهان گسترش تحریم ها علیه جمهوری اسلامی حتی خارج از چارپوب شورای امنیت سازمان ملل متحد هستند، اما چین و روسیه با تشدید فشارها بر جمهوری اسلامی صراحتا مخالفت کرده اند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 21:29 توسط |
|
|
"بابا آب داد و بابا نان داد روحيه استعماری دارد" خبرگزاری حکومتی ایرنا: نماينده ولي فقيه و امام جمعه شهركرد تاكيد كرد: الفباي قرآني بايستي از سوي معلمان مدارس به دانشآموزان به صورت هنرمندانه آموزش شود. آيتالله"محمدرضا ناصري يزدي نماينده ولي فقيه در استان چهارمحال و بختياري و امام جمعه شهركرد در ديدار روساي آموزش و پرورش مناطق ۱۷گانه چهارمحال و بختياري گفت: "بابا آب داد" و"بابا نان داد" روحيه استعماري دارد و يك برنامهاز پيشتعيين شده براي دانشآموزان است لذا بايد به جاي آن از "خدا نان داد" و" خدا آب داد" در نظام تعليم و تربيت استفاده كرد. امام جمعه شهركرد درآستانه بازگشايي مدارس در جمع مديران آموزش و پرورش افزود روشهاي آموزشي علمي باید مبتني بر گرايشهاي ديني و تربيتي باشد. ناصري يزدي، توجه به پوشش مناسب دانش آموزان را در فصل بازگشايي مدارس خواستار شد و گفت: حجاب دانشآموزان، آنان را از گناه باز ميدارد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 21:19 توسط |
|
|
طرح حمله ی متقابل به اسرائیل ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 20:0 توسط |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 18:36 توسط |
|
|
روز گذشته اطلاع یافتیم کانون امروز پس از گذشت دو هفته به هر دلیلی خواه به دست تهدید و فشار و خواه بر سر مشکلات درون گروهی، امضاء و اطلاع خویش را از نامه ای که با در خواست تعیین وضعیت و آزادی پژمان پیران« پناهجویی که بیش از سه هفته است توسط نیروهای امنیتی دولت ترکیه ربوده شده است» نوشته شده بود، تکذیب نموده است. ضمن ابراز تاسف از این تصمیم قابل تامل کانون امروز، ضروری میدانیم جهت تنویر افکار عمومی اعلام نماییم که امضای کانون امروز با اطلاع و رضایت کامل دبیر این کانون ( آقای برهان بقایی) و تعدادی دیگر از اعضای این کانون از جمله ( خانم غزاله حسینی، آقای بخارایی و...) صورت گرفته است. و در صورت هر گونه مشکل درونی این کانون یا تصمیم به پس گرفتن امضای این کانون باید به عنوان بازپس گیری امضا، اعلام گردد، نه تکذیب اصل موضوع که مورد تایید بسیاری دیگر از امضاء کنندگان است. تکذیب این مسئله قبل از هر چیز نشان دهنده بی مسئولیتی و عدم تعهد این کانون نه تنها به اهداف ارائه شده خود بلکه به معیارهای ساده و پذیرفته شده اخلاقی و اجتماعی است. در نهایت از تمامی دوستانی که حمایت خویش را از این حرکت انسانی قطع نکردند و همچنان با امضاهای خویش پشتیبان و مایه دلگرمی خانواده یک پناهجوی سیاسی می باشند ، تشکر و قدردانی خود را اعلام می نماییم. سعید حبیبی ـ محسن سهرابی ـ مجید اشرف نژاد ـ یاسر پیرحیاتی ـ یاشار قاجار ـ پیمان پیران ـ حمید کارگر ـ عابد توانچه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 16:18 توسط |
|
|
سایت کارگر: روز دوشنبه بیست و ششم شهریورماه ۱٣٨۶ مقارن ساعت ۴ بعدازظهر یکی دیگر از کارگران جوان شرکت ایران خودرو در سالن پرس شماره ٣ در اثر بر خورد با قالب در دم کشته می شود. علی امامی کارگر ۲۶ ساله سالن پرس ٣ که در شیفت دوم کار می کرد در اثر برخورد قالب با قالب دیگر جان خود را از دست می دهد. این حادثه در اثر نادرست بر داشتن قالب با جرثقیل بوجود می آید و علی امامی در اثر تاب قالب بین دو قالب گیر می کند و شدت حادثه طوری بوده که ایشان قبل از رسیدن به بیمارستان در دم جان می بازد. تعطیلی سالن پرس به دنبال این حادثه کارگران پرس تولید را متوقف می کنند ولی مدیریت از ترس گسترش اعتراض بلافاصله سالن پرس را تعطیل و کارگران را روانه خانه هایشان می کند. این دومین حادثه کشته شدن کارگران ایران خودرو درعرض بیست روز می باشد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 18:27 توسط |
|
|
لطفا طومار مخالفت با سانسور را امضا کنید
* فیلتر شکن روز! روبوت همیشه آنلاین ایران پروکسی را به لیست یاهو مسنجر خود اضافه کنید و تنها با ارسال یکی از اعداد ۱ تا ۶۰ فیلتر شکنهای روز را دریافت کنید. همچنین با ارسال یکی از اعداد ۱۰۵ تا ۱۱۰ می توانید به آخرین اخبار دسترسی پیدا کنید. PROXY.IRAN1@YAHOO.COM |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 22:12 توسط |
|
|
آقای ابراهیم یزدی جمهوری اسلامی تو را نمی خواهد التماس نکن. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 22:6 توسط |
|
|
* اعتراض وکیل مدافع 2 فعال کارگری نسبت به احکام صادره برای موکلانش * فتوای قتل کاریکاتوریست سوئدی صادر شد * دادگاه سعيد ترابيان، سخنگوی سندیکای کارگران شرکت واحد برگزار شد * بزرگترین معامله بورس در هفت دقیقه! * نامه خانواده های عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار دو روزنامه نگار کرد محکوم به اعدام: به رویه های غیر قانونی در برخورد با عدنان و هیوا پایان دهید. * خانه ستارخان به دنبال بي توجهي مسئولان امر كه وظيفه حفاظت از ميراث فرهنگي را دارند در خطر نابودي قرار گرفت.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 14:15 توسط |
|
|
یونیفرمت را بپوش پلیس خجالت نکش تو در ایران هستی آدمفروشی و شکنجه و اعدام _ اگر قربانی من نباشم مگر اتفاق مهمی است؟ دنیا سوار بر مرکب جهالت هنوز چهار نعل می تازد باور نمی کنی؟ پینوشه مرد و کسانی بودند که برایش گریه کردند _ به خاطر نجات آنها از شر کمونیزم به روح همه ی قربانیان استادیوم شیلی قسم می خورم برایش گریه کردند تو که پینوشه نیستی فقط مزدوری پس خجالت نکش پلیس یونیفرمت را بپوش کسی به 209 فکر نمی کند کسی به 305 فکر نمی کند اینجا دغدغه ی اصلی مردم این است که یانگوم با عالیجناب ازدواج می کند یا نه پس نگران نباش یونیفرمت را بپوش پلیس.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 20:52 توسط |
|
|
کارگران شركت ایران خودرو با اعتراض بر عليه ساعت كاري (ماه رمضان) سال روزمرگ همکار خود پیمان رضی لو را گرامی خواهند داشت. کارگران شركت ایران خودرو هفته آينده با اعتراض عليه ساعت كاري اعلام شده از طرف شركت ياد پیمان رضی لو كارگر خط مونتاژ پژو كه در بيست دوم شهريور سال 1382 در اثر فشارناشی از كار زیاد جان خود را از دست داد را گرامی خواهند داشت. كارگران شركت ایران خودرو با انتشار اطلاعیه ای در این رابطه از تمام همکاران خود خواسته اند كه ضمن گرامی داشت یاد پیمان و یاد همه کارگران جان باخته شرایط محیط نا امن كار اعتراض خودراعلیه ساعت كار اعلام شده براي ماه رمضان اعلام كننددوستان و همکاران گرامیروز بیست دوم شهریورماه مصادف با سالروز مرگ همکار عزیز مان پیمان رضی لو می باشد.در چنین روزی در سال 1382 پیمان در شیفت بعد از ظهر در اثر فشار كار زیاد جان خود را از دست داد.چهار سال از مرگ همکار عزیزمان پیمان رضی لو می گذرد هنوز یاد این عزیز جان باخته را فراموش نکرده ایم هنوز از مرگ همکارعزیزمان محمود خیامی که به غلت فشار روحی جان باخت رهائی نیافته بودیم که شاهد مرگ عزیزدیگری شدیم علی اکبر شورگشتی نیز قربانی محیطهای نا امن کاری که سوغاتی سرمایه داران می باشد گردیدبیست دوم شهریور سالروز مرگ رضی لو همکار عزیزمان در خط تولید پژو می باشد پیمان یک جوان پر شوری بود كه جهت كار به شرکت ایران خودرو آمده بود او همچون دیگر همکاران خود در سه شیفت متوالی روزانه بیش از یازده ساعت كار می كرد به امید روزی كه در ایران خودرو استخدام شود و شرایط سخت كاری را تحمل می كرد اما محیطهای کاری سرانجام پیمان و خلیی های دیگر همچون امید اولادی را از پا انداخت چهار سال از آن روز گذاشته است شرکتهای پیمانکاری گسترش يافته است استخدامهای رسمی رنگ باختنند محیطهای کاری نه تنها امن نشدند بلکه دهها نفر دیگر در همین محیط جان خودرا از دست دادند دههانفر از کار افتاده و خانه نیشین شدند رکورد تولید را قطع کردند. در حالیکه تورم هر روز بالا می رود نه تنها حقوق ما افزایش نیافت بلکه با قطع بسیاری از مزایا ی باعث تحمیل فشارهای بیشتری به ما کارگران شدند تولید هر روز افزایش می یابد ازسهم صادرات چيزي نصيب ما نمي شود اکنون استخدام رسمی در شرکت به یک رویای دست نیافتنی تبديل شده استدوستان و همكاران گرامياگر پيمان جان خودرا از دست داد به خاطر ساعت كار زياد بود اگر اميد اولادي مرد به خاطر شريط سخت كاري بود و اگر امروز دهها نفر ديگر معلول واز كار افتاده شده يا جان خودرا از دست مي دهند به خاطر محيط نا ايمن كار مي باشد آيا شرايط كاري بهتر شده است آيا محيط هاي كار ايمن شده اند آيا رفاه زندگي ما بالا رفته است مطمئنا جواب همه مان منفي استماه رمضان از راه رسيده است ماهي كه براي ما كارگران چيزي جز زجر و عذاب دست آوردي ديگري ندارد چون بايد طبق معمول 10 ساعت بيايد كار كنيم و از طرفي نتوانيم بدهي مان را پرداخت كنيم و يا با آرامش زندگي كنيم .در حاليكه دولت با بوق كرنا اعلام كرده است در ماه رمضان ساعت كاري كاهش خواهد يافت شركت ما نه تنها ساعت كاري را كاهش نداده است بلكه با زدن از وقت چاي خودمان آنرا زياد كرده است طبق اعلام مديريتهاي سالنها ساعت شروع كار از ساعت 55/6 دقيقه به ساعت 45/6 دقيقه تغيير يافته است و از طرفي پايان كار نيز به ساعت 45/15 اعلام شده است همانطوريكه ملاحظه مي كنيم ساعت كاري حتي نسبت به زمان عادي افزايش يافته است چون مديريت دلش به حال ما سوخته و نگذاشته زمان صبحانه تلف شوددوستاندر حاليكه طبق اعلام رسمي دولت ساعت كاري در همه ادارات حدود دوساعت كاهش يافته است پس چرا ساعت كاري ما كاهش نيافته است چطور ما كارگران 11 ساعت يكسره كار كنيم و لي ديگران 5 ساعتخيلي از دوستان تحمل اين وضع را ندارند در اين تابستان گرم تهران با اين فشار كاري خيليها از پا مي افتندبراي اينك خيلي دوستان مريض نشوند يا مريض هستند مجبورند چيزي بخورند ولي كجا و چطورينيروهاي حراست همچون شمشير دامكلوس بالا سر كارگر بدبخت ايساتاده اگر از دست حراستيها نجات پيدا كني انجمنيها اجازه اين كار را نخواهندبا كامال تاسف تنها جاي امن براي كارگر دستشوئيها مي ماند نانهاي ريخته در دستشوئي نشان از اين كارها مي دهد راستي چرا كارگران اين كار را انجام مي دهند چون كارگران اتاقهاي در بسته ندارند كه بروند در آنجا چيزي بخورند آيا راستي جاي تاسف نيست مدير حراست اعلام كرده است كه اگر كسي مشكلي دارد و نمي تواند روزه بگيرد برود در اتاقهاي در بسته چيزي بخورد كسي نيست به اين آقا بگو يد كجا ست اتاقهاي دربسته راستي آنهاي كه دم از مسلماني مي زنند و نان را را بالاتر از قرآن مي دانند چه جوابي براي اين كارها دارند يكروزي داشي غضنفري بود حداقل يك اظهار نظري مي كرد ولي امروز درهاي مديريت به روي كارگران بسته شده است مدير عامل وقتي كه به سالنها مي آيد دو روز قبل همه جا قرق مي شود مبادا كارگري با مديرعامل حرفي بزند حراست و روابط عمومي جلسه توجيهي مي گذارند كه هيچ كارگري حق ندارد به طرف مدير عامل برود و گرنه هر چه ديديد از چشم خودتان ديديد ماشاله مدير روابط عمومي نيز بعد از رفتن داشي غضفر كسي نه اورا ديده و نمي شناسد مدير منابع انساني نيز جاي خود دارددوستان اين ساعت كاري و اين شرايط كاري مورد قبول ما نيست هيچكسي حق ندارد با زور چيزي را به كسي تحميل كند انسان آزاد بدنيا آمده و مي خواهد آزاد باشد.كاركردن احتياج به انرزي زياد دارد اگر امروز پيمان در ميان ما نيست قرباني همين شرايط كار شدما در روزهاي آينده كه مديريتها به سالنها خواهند آمد تا كنار كارگران افطار كنند به عنوان اعتراض سالن غذاهاي خوريها را ترك خواهيم كرد مگر به اين خواستهاي ما جواب بدندا-ساعت كاري بايد كاهش يابد كار كردن 12ساعت ( ورود به اكثر سرويسها 30/5 و خروج از اكثر سرويسها 30/5 مي باشد) بدون خوردن و آشاميدن در اين هواي گرم و ساعت طولاني غير قابل تحمل مي باشد2-مديريت بايد درب رستورانها را باز گذاشته و غذاي سرد و آماده در اختيار همكاران كه قادر به روزه گرفتن نيستند قرار بدهد3- نيروهاي حراست و انجمنهاي حق تفتيش كارگران را در محيطهاي سالن بخصوص موقع ناهارو شام را نداشته باشند4- شرايط اعلام شده از طرف شركت براي كم نكردن بدهي در ماه رمضان مورد قبول ما نيست چون چيزي براي ما ندارد بلكه فقط يك قسط عقب مي افتد ولي اكثر كارگران خرج زندگي دارند بيرون بدهي دارند درآستانه باز گشائي مدارس هستيم بچه ها لباس مي خواهند وسايل مي خواهند اكثر كارگران بدهكار هستند بيش از 70% حقوق دريافتي به بانكها پرداخت مي شود كارگران نمي توانند بااين حقوق دريافتي بدون اضافه كاري امور زندگي خودرا بچراخئانند مديريت يا بايد سرويس اضافه كاري را داير كند و يا به همه ساعت اضافه كاري طبق ماه تير پرداخت كند.ما یاد پیمان و تمام كارگرانی كه در اثر محیط های نا امن كاری به خصوص امید اولادی و همکاران تازه جان باخته مان علی اکبر شورگشتی و محمود خیام و دهها کارگر دیگر که در طی یک هفته درزمان تعطیلات تابستانی جان خودرا از دست دادند را گرامی می داریم ما یاد همه زندانیان در بند به خصوص کارگران زندانی آقای اسالو ومحمود صالحی را گرامی می داریم و خواهان آزاذی فوری زندانیان در بند هستیم ما اعدامهای جوانان بی گناه بنام شرور را که قربانی محیطهای نا امن اجتماع می باشنند را شدیدا محکوم می کنیم ما خواهان لغو اعدام و شکنجه علیه بشریت هستیمگرامی باد یاد پیمان و تمام كارگران جان باخته شرایط نا امن کاری جمعی از كارگران شركت ایران خودرو86/6/22 sjk news |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 18:6 توسط |
|
|
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com پنجشنبه ۲۲ شهريور ۱٣٨۶ - ۱٣ سپتامبر ۲۰۰۷ • وزارت امور خارجه آمریکا چهارشنبه شب اعلام کرد نمایندگان گروه ۱+۵ درباره متن پیش نویس قطعنامه تحریم های شورای امنیت سازمان ملل متحد ۲۱ سپتامبر ( ۳۰ شهریور ماه) در واشنگتن دیدار و گفتگو خواهند کرد. این نشست در سطح هماهنگ کنندگان سیاسی در وزارت خارجه این شش کشور برگزار خواهد شد. یک مقام وزارت خارجه آمریکا تصریح کرد انتظار داریم که این نشست تا حد زیادی بر بحث های مربوط به اینکه تحریمها در قطعنامه بعدی چه خواهد بود، متمرکز باشد ...
وزارت امور خارجه آمریکا شب گذشته اعلام کرد: نمایندگان گروه ۱+۵ درباره متن پیش نویس قطعنامه تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل متحد ۲۱ سپتامبر ( ٣۰ شهریور ماه) در واشنگتن دیدار و گفتگو خواهند کرد. به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری فرانسه، سخنگوی وزارت امورخارجه آمریکا تصریح کرد: این نشست در سطح هماهنگ کنندگان سیاسی در وزارت خارجه این شش کشور برگزارخواهد شد. " شون مک کورمک" افزود:" نیکولاس برنز" (سومین مقام وزارت امور خارجه آمریکا) میزبان نشست هفته آینده مدیران سیاسی گروه ۱+۵ در اینجا درواشنگتن خواهد بود و من انتظار دارم که این نشست تا حد زیادی بر بحث های مربوط به اینکه تحریمها در قطعنامه بعدی چه خواهد بود، متمرکز باشد." در این نشست اعضای دائمی شورای امنیت - آمریکا، انگلیس، روسیه، چین و فرانسه- به علاوه آلمان شرکت خواهند کرد. مک کورمک ادعا کرد: "ما مطمئنیم که خواهیم توانست به طرف جلو حرکت کنیم و به قطعنامه جدید شورای امنیت دست پیدا کنیم که شامل تحریمهای جدید می شود." این درحالی است که "علی لاریجانی" دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران روز گذشته در جمع خبرنگاران داخلی و خارجی در تشریح مواضع تهران در برابر صدور قطعنامه ای دیگر در شورای امنیت در مباحث هسته ای هشدار داد که چنین اقدامی مانع همکاری های جاری میان ایران و آژانس طبق مدالیته جدید خواهد شد. موضع روسیه در همین حال روسیه روز گذشته اعلام کرد که از هرگونه اقدام سخت تر و فوری شورای امنیت علیه برنامه هسته ای ایران با وجود درخواستهای آمریکا از رهبران جهان برای بحث و مذاکره درباره این مسئله در هفته آینده، حمایت نخواهد کرد. به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روزنامه فایننشال تایمز، در حالی که آمریکا این مسئله را روشن کرد که از تلاشهای اخیر ایران برای از بین بردن نگرانیهای بین المللی درباره برنامه هسته ای خود خوشحال نیست، یک مقام ارشد کرملین در مسکو نشان داد که روسیه از قطعنامه جدید تحریمها علیه ایران حمایت نخواهد کرد. این مقام خاطر نشان کرد: "تا جایی که درباره برنامه هسته ای ایران نگرانی وجود دارد، ما قطعنامه هایی را در شورای امنیت سازمان ملل متحد تصویب کرده ایم. تاکنون تا این حد کافی بوده است." وی با اشاره به توافق اخیر ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره شفاف سازی در فعالیتهای هسته ای گذشته ایران تصریح کرد: "حرکتهای قاطعانه ای از سوی ایران آنگونه که مسلما مد نظر آژانس است، وجود دارد. ما با آمریکا درباره ایران با صبر و حوصله همکاری می کنیم، [هرچند] ممکن است با شدتی که آمریکا می خواهد، نباشد." به نوشته این روزنامه، موضع روسیه، آمریکا را ناامید خواهد کرد. آمریکا در نشست اخیر شورای حکام آژانس طی روزهای گذشته توافق ایران با آژانس را رد کرد. "کلوز پیتر گاتوالد" نماینده آلمان در آژانس گفت: "ما نه تنها به شفاف سازی درباره گذشته هسته ای ایران نیاز داریم، بلکه باید اعتماد کاملی داشته باشیم مبنی بر اینکه ایران هم اکنون و در آینده هیچ فعالیت هسته ای نظامی انجام نخواهد داد." مقامهای آژانس گفتند که ایران باید به طرح شورای حکام در نشست ۲۲ نوامبر (اول آذر) پایبندی شفافی داشته باشد. یک مقام آژانس گفت: "نشست شورا در ماه نوامبر مهم خواهد بود. این بدان معنا نیست که ایران باید از آن به بعد همه چیز را حل کند، اما ما خواهیم فهمید که آیا ایران در مسیر خود گام بر می دارد یا خیر." |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 17:31 توسط |
|
|
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com چهارشنبه ۲۱ شهريور ۱٣٨۶ - ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۷
به گزارش فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ۵۰۰۰ کارگر کارخانه نیشکر هفت تپه، روز چهارشنبه ۲۱ شهریور ۱٣٨۶ برای چندمین بار دست به اعتصاب زدند. بنابر این گزارش تمامی پرسنل این کارخانه در اعتراض به پرداخت نکردن حقوق معوقه خود در این اعتصاب شرکت کردند. کارگران این کارخانه چندین ماه است که برای دریافت حقوق خود با کارگزاران مختلف مذاکره کرده و دو بار نیز دست به اعتصاب زده اند، اما مسئولان کارخانه تنها بخش کوچکی از حقوق معوقه ی ان ها را پرداخت کرده اند. در آخرین جوابی که به پرسنل این کارخانه داده شده گفته شد که در حال حاضر شرکت حقوق شما را نمی تواند پرداخت کند و کارگران باید باز هم صبر کنند تا ماشین آلات و زمینهای زراعی شرکت به فروش برسد و حقوق های معوقه ی آن ها پرداخت شود! بنابر این گزارش در آخرین آقدامی که علیه کارگران به کار برده شده فردی بنام یعقوب شفیعی که آخوند می باشد و از هیچگونه تخصصی برخورد نیست و از وضعیت فنی کارخانه کاملا بی خبر می باشد را بعنوان مدیر عامل این شرکت عظیم که دارای ۴ شرکت تابعه می باشد و در اقتصاد چندین شهرستان نقش عمده ای دارد منتصب کرده اند. به دستور او اکثر مزارع کشت نیشکر که تا ارتفاع بیش از ۱ متر رشد کرده بود را از بین بردند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 17:29 توسط |
|
|
دادگاه تهران برای آزادی "همایون جابری" یکی از کارگران زندانی شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، وثیقه 50 میلیون تومانی تعیین کرده است."همایون جابری" روز 18 مرداد ماه به همراه 4 نفر دیگر از فعالین کارگری شرکت واحد بازداشت شدند و در صورت تامین وثیقه آزاد خواهد شد.در حال حاضر 3 نفر از کارگران شرکت واحد آزاد شده و ابراهیم مددی و همایون جابری همچنان در زندان اوین به سر می برند. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 6:40 توسط |
|
|
به دنبال اتهام واحضارهای قبلی معلمان همدانی، دیروز دوشنبه ۱۹/شهریور/۱۳۸۶ تعداد۹نفرازاعضای هیات مدیره کانون صنفی معلمان همدان آقایان: نادر قديمي، يوسف رفاهيت ، يوسف زارعي ، علي صادقي، هادي غلامي، جلال نادري، علي نجفي، مجيد فروزانفر و محمودجليليان به دادگاه انقلاب استان همدان احضار شدند. این ۹نفربایستی درروز۴مهرماه ۱۳۸۶درشعبه ی ۱۰۶دادگاه حاضر شوند. منبع : وبلاگ کانون صنفی معلمان ایران-تهران3 |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 6:30 توسط |
|
|
نویسنده: تد گرانت برگردان: رنوا راسخ
[ « تد گرانت» روزی را که خبر قتل « تروتسکی» از رادیو پخش شد را به خاطر می آورد.] " هنوز این خبر، چشمها را اشک آلود می کند" خشم و غصب و احساس ناامیدی رفقا، در سراسر دنیا غیر قابل تصور بود. استالینیستها نوزده بار سعی کرده بودند تا «تروتسکی» را ترور کنند و این بار موفق شده بودند. در آنزمان، حوادث جنگ دوم جهانی بسیار حیرت بود بطوری که [ بر خلاف شرایط صلح] مرگ «تروتسکی» نمی توانست اثری بر آن داشته باشد . از این رو «استالین»، بروی به قتل رساندن «تروتسکی» [ توسط تروریست هایش] در آنزمان حساب باز کرده بود . «استالین» فکر میکرد که در آشفتگی عمومی ناشی از جنگ، قتل «تروتسکی» مورد توجه قرار نمی گیرد. اما قتل «تروتسکی» اثر بزرگی بر روی ما گذاشت و حتی ما را در انگلستان و سطح بین المللی در دنباله روی از او مستعد تر نمود. بعد از ترور «تروتسکی»، ما کمی «حزب کارگران سوسیالیست آمریکا» را بخاطر اینکه از «تروتسکی» بهتر محافظت نکرده بود نکوهش کردیم؛ البته ما هیچ انتقادی را در سطح عمومی انجام ندادیم. اما چه عکس العملی بعد از ترور «تروتسکی» از جانب ما صورت گرفت؟ واکنش فوری ما شروع یک کمپین جهت افشای جنایت استالینیست ها بود. اخبار ترور «تروتسکی» به شکل کاملا افتضاح آمیزی در روزنامه ی کارگری حزب کمونیست [ استالینیست] توسط «ج. آر. کمپبل» منتشر شد. در این روزنامه درج شده بود که یکی از پیروان «تروتسکی» او را به قتل رسانده است و «استالین» و دستگاه بوروکراتیک او هیچ نقشی در این ترور نداشته است. ما این دروغ را افشا کردیم. در آنزمان من درگیر «اتحادیه بین المللی کارگران» بودم که در جهت مبارزه بر علیه ی جنگ امپریالیستی ساخته شده بود. ما برای به قدرت رسیدن یک دولت کارگری مبارزه می کردیم که بعد از ملی کردن اقتصاد، اگر لازم شد جنگ انقلابی را بر علیه «هیتلر» سازمان دهد. بدون وجود «تروتسکی» ما نابینا شده بودیم. «تروتسکی» در بسیاری از موارد حتی از «لنین» هم بزرگ تر بود؛ «تروتسکی» در کارهای تئوریک اش در بین سالهای ۱۹۲۳ و ۱۹۴۰ ضمن توسعه ی مارکسیزم و لنینیزم به آنها عمق بخشید. تجزیه و تحلیل «تروتسکی» در مورد رویدادهای اسپانیا ، بطور مشخص انقلاب ۳۷- ۱۹۳۱، فرانسه، انگلستان در زمان اعتصاب بزرگ، چین در سالهای ۲۷- ۱۹۲۵ و آلمان در مبارزه بر علیه «هیتلر»، پیروانش را برای مبارزه ای که در پیش رو داشتند، مسلح نمود. بالاتر از همه، ما بدون «تروتسکی» یک تجزیه و تحلیل [ مدونی] از استالینیزم نداشتیم. نقد «تروتسکی» به «بین الملل کمونیستی» دوباره در جریان حوداث صحت خودش را نشان داد. ما احساس تاسف شدیدی می کردیم، چراکه شاید بتوان گفت که بهترین اثر «تروتسکی» در آخرین سال عمرش خلق شد. کتاب «تروتسکی»، « در دفاع از مارکسیزم»، در تجزیه و تحلیلش درباره ی شوروی و روند استالنیزم ، صحتش را به اثبات رساند. «تروتسکی» نشان داد که بوروکراسی یک طبقه، صف بندی جدیدی نیست بلکه انحراف از سوسیالیزمی است که دیگر قادر نیست سوسیالیزم بیاورد. کتاب جالب «تروتسکی» با وجود اینکه در آنزمان و در این مورد نوشته شده بود در سال ۱۹۴۵ انتشار یافت. «استالین» بروی دولتهای انگلیس و امریکا و سایر کشورها فشار اعمال کرد که از انتشار کتاب «تروتسکی» تا پس از جنگ پرهیز کنند. آثار «تروتسکی» یک بنیاد ژرف تئوریک به جنبش [ کمونیستی] بخشید. اگر «تروتسکی» برای پنج سال دیگر زندگی می کرد، و آثار اینچنینی را تولید می نمود، بدون شک امتیاز بزرگی برای جنبش کارگری محسوب می شد. اگر «تروتسکی» ترور نمی شد و می توانست در دوره ی پس از جنگ دوم جهانی زندگی کند، نمی توانست در مسیر حوادث، تفاوت بنیادیی بوجود آورد؛ چرا که پیروزی استالینیزم از یک طرف و احیای سرمایه داری از طرف دیگر سبب ممانعت از وقوع انقلابی شده بود که تروتسکی در انتظار وقوع آن بود. در کشورهای فرانسه، انگلستان، آلمان و سایر کشورها، اگر چیزی که احزب کمونیست نامیده می شدند، احزاب واقعا انقلابی بودند، در آنصورت قادر بودند که انقلاب را در قاره ی اروپا گسترش داده و مشکلات طبقه کارگر را در ابعاد ملی و بین المللی یکبار برای همیشه حل کنند. اما اگر «تروتسکی» زنده بود، او کارگران را بهتر مسلح می کرد. در صورت زنده بودن «تروتسکی»، دیگر مصیبت مطلقی از جانب افرادی که دعوی پشتیبانی از «تروتسکی» می کردند اما در واقعیت ایده های او را کاملا تحریف می نمودند، وجود نداشت. و اگر «تروتسکی» زنده بود که جنبش را هدایت کند بسیاری از ضایعات و خساراتی که ناشی تجزیه های جنبش بودند، دیگر وجود خارجی نداشتند. «تروتسکی» به تحلیل ما از شرایط موجود کمک شایانی کرد. نتایج آن تحلیل بر تحکیم سرمایه داری در کشورهای صنعتی و تثبیت قدرت استالنیزم در کشورهای اروپای شرقی و شوروی برای یک مدت زمان موقت که حالا دیگر سپری شده، تاکید می کرد. این تئوری «تروتسکی» کاملا متحقق شد و حتی بطور فزون تری در طی سال ۱۹۹۰به اثبات خواهد رسید. به طور مشخص اخباری که از شوروی می آید - حرکت کاملا ضد انقلابی ی که «گورباچف» جهت باز گرداندن سرمایه داری در پیش گرفته- نشان می دهد که چقدر تجزیه و تحلیل «تروتسکی» از استالنینزم و روندی که در شرف وقوع در جهان است، صحیح بوده است. همانطور که «تروتسکی» پیش بینی نمود، بوروکراسی برای حفط امتیازاتش وادار می شود به سوی سرمایه داری چرخش نموده و به طور آشکار در کنار ضد انقلاب قرار گیرد. بوروکراتها سعی دارند از افرادی مانند «بوش»، «تاچر» و «کوهل» کمک بگیرند. خیلی تهوع آور است وقتی می بینید که چطور «گورباچف» چاپلوسانه در مقابل امپریالیستها ها از خود فروتنی نشان می دهد. در بحره ی زمانی ی که آغاز شده، با اینکه استالینیزم پیشتر در شوروی و بلوک شرق فرو پاشیده است، سرمایه داری در [کشورهای غربی نیز] رو به انحطاط و زوال خواهد رفت . در پنجاه سال گذشته، ما ضمن بنیاد نهادن و عمق بخشیدن به ایده های «تروتسکی»، جنبشی را ساختیم که سرانجام باعث تغییر و دگرگونی حزب کارگر و اتحادیه های کارگری در انگلستان و سطح بین المللی خواهد شد. حتا هم اکنون هم که به گذشته باز می گردیم، به زمانی که «تروتسکی» ترور شد، چشمانمان اشک آلود می شود. «تروتسکی» چه فداکاری بزرگی کرد. در حالیکه خانواده اش کشته شدند، رفقایش، بلشویکهای قدیمی، همگی نابود شدند و این یک پیروزی برای استالینیزم و رفرمیزم بود، با تحمل همه ی این مشکلات هرگز ضرورت کار برای آماده سازی کادرهای انقلابی جهت تکامل هر چه بیشتر جنبش را متوقف نکرد. بر اساس ایده های تروتسکی و در عین حال توسعه و ژرفا بخشیدن به آنهاست که ما به سوی پیروزی پیش می رویم. ( این نوشته اولین بار در روزنامه ی میلیتانت، مورخه هفدهم اگوست ۱۹۹۰ انتشار یافت) منبع: نشریه ی میلیتانت
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 17:42 توسط |
|
|
بابک: سلام رفیق ، منتظر پاسخت به سوال زیر هستم : جواب خودم : من اطلاعی از این موضوع ندارم. *** عابر سرخ در کامت خودش نوشته :
رنوا راسخ:
بابک جان با عرض سلام - اول در جوابت بگویم که نه در زمان لنین، بلکه در زمان استالین چنین اتفاقی افتاد. استالین بود که به مخالفت با نظریه «نسبیت» و «مکانیک کوانتوم» پرداخت. چراکه او بر این اعتقاد بود که این نظریات غیرماتریالیستی و دیالکتیکی هستند. اما چرا؟ دو نظریه مزبور ( یعنی «نسبیت» و «مکانیک کوانتوم») بر خلاف ماتریالیزم دترمینستی ی که در زمان استالین به عنوان فلسفه حزب کمونیست حاکم شد و بر قطعیت و فرمول بندی های از پیش طراحی شده تاکید داشت، محور اصلی اش بر امکان و احتمال بنا شده بود. از آنجایی که احتمال و امکان می تواند باعث شک شود و شک نیز از طرف هر اقتدارگرا و جزم اندیشی کفر محسوب می شود در نتیجه این نظریات علمی همگی رد شدند. بر اساس آموزه های واقعی مارکس عین و ذهن و پراتیک غیر قابل تفکیک هستند و نمی تواند به شکل ایستا و استاتیک آنها را از هم جدا نمود . این واقعیت به شکل مشابه نیز در مکانیک کوانتم که فعل ( مشاهده)، فاعل ( مشاهدگر) و مفعول ( مشاهده شونده) را از هم جدا نمی کند، وجود دارد. اما بر خلاف نظریه مارکسی، نظریه ماتریالیزم دترمینیستی نمی تواند مراحل و پروسه های اجتماعی ( یا علمی و غیره) را به شکل پروسه های پیوسته و در ارتباط متقابل با هم درک کند در نتیجه به تفکیک و فرمول بندی های از پیش طراحی شده دست می زند و خوبی یا بدی هر مقوله را در غالب آن فرمول بندی قرار داده و نتیجه می گیرد. استالین زمانی نظریه نسبیت را پذیرفت که سعی داشت به سلاح اتمی دست پیدا یابد ولی با این وجود در عرصه فلسفه حامل همان ماتریالیسم دترمینیستی پلخانوف و کائوتسکی بود. |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 22:32 توسط |
|
|
ما خواستار مداخله سازمان های حقوق بشری هستيم
روز هيچدهم مرداد ماه در هنگام مراجعه به منزل آقای اسانلو پنج نفر از اعضاء سنديکا به نامهای آقايان ابراهيم مددی ، سيد داوود رضوی، ابراهيم نوروزی گوهری، يعقوب سليمی و همايون جابری به همراه دوتن از شهروندان دستگير و به زندان اوين منتقل شدند بعد از پيگيريهای خانواده و اعضاء سنديکا آقايان ابراهيم نوروزی گوهری و يعقوب سليمی به همراه دوتن از شهروندان دستگير شده با قرار کفالت از زندان آزاد شدند و تا اين تاريخ آقايان ابراهيم مددی ، سيد داوود رضوی ، همايون جابری و منصور اسالو در زندان اوين زندانی ميباشند. خانم لوئيس آربرکميسيونر محترم حقوق بشر همانطور که استحضار داريد اعضاء هيئت مديره و فعالين سنديکا بيش ازدو سال است که بطور غير قانونی از حقوق و امنيت اجتماعی محروم گشته اند. ما خواستارمداخله سازمانهای حقوق بشری در اين زمينه هستيم.
به : کميسيونر حقوق بشر سازمان ملل متحد خانم لوئيس آربور از : سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه با سلام در پی نياز کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران به نمايندگان واقعی کارگری اعضای هيئت موسس احيا و بازگشايی سنديکای کارگران شرکت واحد تصميم به باز گشائی و احيای سنديکای کارگران شرکت واحد که بی دليل از حقوق قانونی خود محروم شده بود گرفتنداين مسئله با استقبال کارگران شرکت واحد و خشم عوامل شوراهای اسلامی کار روبرو گرديد و باعث هجوم اعضای شوراهای اسلامی کار و خانه کارگربا حضور مامورين انتظامی در تاريخ ۱۹/۲/۱۳۸۴ به دفتر سنديکا واقع در ميدان حسن آباد گرديد که منجر به زخمی شدن منصور اسالو و ضرب و شتم تعدادی از کارگران و تخريب مکان سنديکا گرديد بعد از اين حمله اعضاء مجروح شکايتی تقديم دادسرا کرده و تصميم به برگزاری مجمع عمومی سنديکا گرفته شد. در تاريخ ۱۳/۳/۱۳۸۴ با همه مشکلات و با حضور وسيع کارگران مجمع عمومی سنديکا را برگزار نموده و اساسنامه سنديکا را به تصويب رسانده و منتخبين هيئت مديره فعاليت کارگری خود را شروع نمودند. با شروع کاراعضاء هيئت مديره نامه نگاريهای مسالمت آميز با مديريت شرکت واحد جهت احقاق حقوق کارگری انجام دادند که متاسفانه هيچ گونه جوابی از طرف مديريت داده نشد بعنوان اولين اعتراض سنديکا اطلاعيه ای جهت روشن نمودن چراغهای اتوبوس داد که با استقبال بی نظير رانندگان اتوبوس روبرو گرديد در پی اين اعتراض چند تن از اعضاء سنديکا دستگير و بعد از سه روز بلا قيد آزاد گرديدند. در تاريخ ۱/۱۰/۱۳۸۴ تعدادی از اعضاء هيئت مديره سنديکا از جلو منزل دستگير و به زندان اوين منتقل شدند بعد از اين دستگيرها کارگران واعضاء دستگير نشده هيئت مديره جهت اعتراض برای روز ۴/۱۰/۱۳۸۴ اعلام اعتصاب نمودند به نحوی که قرار شد کارگران از مناطق کاريشان بيرون نيايند اين امر محقق گرديد و با حضور شهردار تهران و با وعده های صنفی و آزادی کارگران در بند کارگران معترض تصميم به ترک محل، ادامه کار و جابجايی مسافران نمودند اما هيچ کدام از وعده های داده شده انجام نشد و کماکان منصور اسالو در بند ۲۰۹ زندان اوين زندانی بودند ، اين مسئله باعث شد با درخواست کارگران و تصميم هيئت مديره در تاريخ ۸/۱۱/۱۳۸۴ اعتصاب ديگری شکل بگيرد که با دستگيری تعداد زيادی از کارگران و انتقال به زندان اوين جلو اين حرکت اعتراضی گرفته شد. بعد از آزادی کارگران دستگير شده ، از کار کردن اعضاء هيئت مديره و فعالين سنديکای جلو گير ی بعمل آمد. بعد از پيگيريهای خانواده و اتحاديه های کارگری آقای منصور اسالو بعد ازحدود ۷ماه با قرار۱۵۰ ميليون تومانی از زندان آزاد و بعد از آزادی همچنان پيگير مسائل سنديکايی بودند تا اين که مجدداً بعد از سه ماه توسط مامورين امنيتی دستگير و بعد از يک ماه بازداشت با قرار کفالت ۳۰ ميليون تومانی آزاد شد نامبرده از حق سنديکا خواهی خود کوتاه نيامده و فعاليت های صنفی خود را بعد آزادی ادامه داده تا اين که از طرف فدراسيون بين المللی کارگران حمل و نقل (ITF) وکنفدراسيون بين المللی اتحاديه های کارگری(ITUC) بعنوان نماينده منتخب سنديکا برای شرکت درکنگره ساليانه به لندن و بروکسل دعوت شدند ايشان بصورت قانونی و اخذ ويزا از کشور خارج و بعد از شرکت درکنگره به کشور باز گشتند بعد ازحدوديک ماه از بازگشت ايشان توسط مامورين امنيتی نزديک منزل دستگير و به زندان منتقل شدند در ادامه دستگيری آقای اسالو بعنوان رئيس هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد ITFوITUC فراخوانی برای حمايت از ايشان و همبستگی با سنديکای کارگران شرکت واحد برای تاريخ ۱۸ مرداد ۱۳۸۶ صادر نمودند در پی اين فراخوان سنديکای کارگران شرکت واحد با نظر جمعی تصميم گرفت برای روز فراخوان جهت دلجوئی از خانواده آقای اسالو به منزل ايشان مراجعه کنند در هنگام مراجعه به منزل ايشان در تاريخ فوق پنج نفر از اعضاء سنديکا به نامهای آقايان ابراهيم مددی ، سيد داوود رضوی، ابراهيم نوروزی گوهری، يعقوب سليمی و همايون جابری به همراه دوتن از شهروندان دستگير و به زندان اوين منتقل شدند بعد از پيگيريهای خانواده و اعضاء سنديکا آقايان ابراهيم نوروزی گوهری و يعقوب سليمی به همراه دوتن از شهروندان دستگير شده با قرار کفالت از زندان آزاد شدند و تا اين تاريخ آقايان ابراهيم مددی ، سيد داوود رضوی ، همايون جابری و منصور اسالو در زندان اوين زندانی ميباشند. خانم لوئيس آربرکميسيونر محترم حقوق بشر همانطور که استحضار داريد اعضاء هيئت مديره و فعالين سنديکا بيش ازدو سال است که بطور غير قانونی از حقوق و امنيت اجتماعی محروم گشته اند. ما خواستارمداخله سازمانهای حقوق بشری در اين زمينه هستيم. سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ۱۲/۶/۱۳۸۶ رونوشت : دبير کل ITUC آقای گای رايدر دبير کل ITF آقای ديويد کاک رافت |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 16:33 توسط |
|
|
سایت حکومتی جهان: شب گذشته حوالي ساعت 21 در محدوده ميدان وليعصر 3 تبعه كشورهاي حاشيه خليج فارس كه به قصد ربودن دو دختر جوان با مردم درگير شده بودند، در نهايت پس از ضرب و شتم يكي از مأموران راهنمايي رانندگي و حمله به سوي سرباز وظيفه ناجا مستقر در كيوسك ميدان وليعصر، پس از خارج كردن خودروي خود، از محل متواري شدند. برپايه گزارش شاهدان عيني، اين درگيري بيش از 30 دقيقه طول كشيد و با وجود تماسهاي مكرر مردم با فوريتهاي 110 يا شبكه شلوغ بود و يا پاسخگويي براي اقدام در اين باره وجود نداشت، زيرا با وجود در خواست كمك سرباز وظيفه ناجا و مامور راهنمايي و رانندگي از طريق شبكه بيسم، باز هم خبري از پليس نشد. بنا به گفته شاهدان عيني، در اين درگيري اين افراد براي خروج از محاصره مردمي تلاش به خلع سلاح سرباز حاضر در محل كردند كه با حمايت مردم اين سرباز توانست سلاح خود را حفظ كند. در نهايت با وجود اينكه كيوسك ناجا در ميدان وليعصر مستقر است، اين 3 نفر به همراه خودروي پژو نوك مدادي خود، به راحتي متواري شدند و پس پايان ماجرا و فرار آنان، فوريتهاي پليسي تازه به محل درگيري رسيدند. قاچاق زنان و دختران جوان به كشورهاي همجوار عربي و ارتباطات گروههاي قاچاق با آنان از چندي پيش در محافل خبري و رسانهاي وجود دارد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 15:57 توسط |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 15:54 توسط |
|
|
قاضی حداد:
دادگاه غیرعلنی و بدون حضور وکیل خواهد بود. سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر پس از سه هفته بی خبری بار دیگر اجازه یافتند که با خانواده خود ملاقات کنند. به گزارش خبرنامه امیرکبیر، یکشنبه ۱۱ شهریورماه، ساعت ۱۱ شب قاضی حداد با حضور در بند ۲۰۹ زندان اوین از این سه دانشجو می خواهد ضمن تماس با خانواده های خود به ایشان اعلام کنند که روز دوشنبه ملاقات خواهند داشت. قاضی حداد همچنین به این دانشجویان می گوید اولین جلسه دادگاه آن ها اواخر شهریورماه به صورت غیرعلنی برگزار خواهد شد و در این جلسه وکلای دانشجویان هم حق حضور ندارند. خانواده احمد قصابان و مجید توکلی پس از اطلاع از فراهم شدن امکان ملاقات با فرزندانشان در آخرین ساعات روز یکشنبه قصد داشتند از مشهد و شیراز به سمت تهران حرکت کنند که در نهایت خانواده احمد قصابان موفق می شوند خود را به تهران برسانند اما خانواده مجید توکلی امکان رساندن خود به تهران در این زمان کوتاه را نیافتند. ملاقات دانشجویان شکنجه شده دانشگاه امیرکبیر در روز دوشنبه با حضور بازجو بوده و این دانشجویان از توصیف شرایط شان پس از انتقال به سلول انفرادی و قطع تماس های تلفنی و ملاقات ها، منع می شدند. این دانشجویان در طول مدت ملاقات از سوی بازجو تهدید می شدند که اگر سخنانی خارج از چارچوب مدنظر وی به خانواده خود بگویند ملاقات قطع می شود. خانواده احمد قصابان و احسان منصوری به خبرنگار خبرنامه امیرکبیر گفتند از آن جا که فرزنداشان قبلا درخواست کرده بودند که هر سه در یک بند عمومی و در کنار هم باشند، پس از انتشار نامه های ایشان مبنی بر شکنجه شدن و اجبار به اعتراف دروغ در بند ۲۰۹، مسئولین این بند به بهانه این که قصد دارند هر سه نفر آن ها را به یک اتاق عمومی ببرند آن ها را از اتاق های عمومی بند ۲۰۹ خارج کرده و هر سه نفر آن ها را به سلول انفرادی منتقل می کنند. این دانشجویان بلافاصله پس از انتقال به سلول انفرادی در اعتراض به شرایط نگه داری خود دست به اعتصاب غذا زده اند. پس از گذشت ۵ روز از اعتصاب غذای این سه دانشجو و هم زمان با پخش خبر سخنان قاضی مرتضوی در رسانه ها، مسئولین بند ۲۰۹ دستور انتقال هر سه نفر را به یک سلول صادر می کنند. از همان زمان احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری در یک سلول و با هم نگه داری می شوند. همچنین طی خبری دیگری، روز گذشته قاضی حداد از خانواده این سه دانشجو خواست به دفترش مراجعه کنند. قاضی حداد در حضور خانواده ها بار دیگر بحث شکنجه ها را تکذیب کرده و خانواده این سه دانشجو را از پخش اخبار فرزندانشان در سایت خبرنامه امیرکبیر بر حذر داشته است. قاضی حداد در مقابل اعتراض خانواده ها در خصوص عدم حضور وکیل در جلسه دادگاه با تکذیب اظهارات خود، مدعی شده از زمان صدور کیفرخواست وکلای مدافع دانشجویان می توانند به پرونده آن ها دسترسی داشته باشند. لازم به ذکر است ۲۰ روز پیش حداد اعلام کرده بود کیفرخواست در خصوص پرونده این سه دانشجو طی «امروز یا فردا» صادر خواهد شد. خانواده دانشجویان شکنجه شده دانشگاه امیرکبیر به خبرنگار خبرنامه امیرکبیر گفتند حداد حرف جدیدی نزد و به نظر می رسید وی صرفا به منظور جلوگیری از حضور ما در مقابل دفتر سازمان ملل برای ملاقات با «لوئیز آربور»، دقیقا در همان زمان حضور ایشان در دفتر سازمان ملل ما را به دفتر خود فراخوانده است. گفتنی است هنگامی که پدران دانشجویان بازداشت شده در دفتر حداد حضور یافته بودند، مادران این دانشجویان مقابل دفتر سازمان ملل رفته تا با کمیسر حقوق بشر سازمان ملل دیدار کنند که در مقابل دفتر سازمان ملل به شدت از سوی نیروهای امنیتی مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند. نیروهای امنیتی قصد بازداشت تجمع کنندگان را داشتند که با وساطت شیرین عبادی، نیروهای امنیتی ایشان را آزاد کرده اند. خانواده احمد قصابان و احسان منصوری در خصوص وضعیت عمومی فرزندشان به خبرنامه امیرکبیر گفتند که از زمان قطع ملاقات ها از سه هفته پیش و انتقال دانشجویان از بندهای عمومی به سلول انفرادی، این دانشجویان ضعیف تر و لاغرتر شده بودند و در حین ملاقات به شدت عصبی به نظر می رسیدند. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 18:10 توسط |
|
|
اعتراض زنان به «لایحه حمایت از خانواده»
فریده غیرت: اطلاق حمایت از خانواده بر این لایحه بسیار بسیار بی معنا است ...
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 18:0 توسط |
|
|
ضرب و شتم خانواده زندانیان سیاسی در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران خانواده زندانیان سیاسی، دانشجویان و روزنامه نگارن در بند جمهوری اسلامی ایران که در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران تجمع کرده بودند مورد ضرب و شتم نیروهای امینتی قرار گرفتند. گ گزارشهای رسیده از تهران حاکیست شماری از خانواده زندانیان سیاسی و خانواده دانشجویان امیر کبیر و همچنین روزنامه نگارن کرد محکوم به اعدام و فعالین حقوق بشر بعد از ظهر دوشنبه سوم سپتامبر که جهت دیدار با خانم "لویس آربور" کمیسار حقوق بشر سازمان ملل در مقابل دفتر این سازمان در تهران تجمع کرده بودند از سوی نیروهای امنیتی ضرب و شتم و دستگیر شده و با پا درمیانی خانم شیرین عبادی برنده جایزه نوبل پس از مدتی آزاد شدند. تجمع کنندگان که نگران وضعیت فرزندان خود در زندان بودند جهت یاری خواستن از این کمیسر سازمان ملل در این محل تجمع کرده بودند. قبل از ورود نامبرده به این سازمان نیروهای امنیتی تهران تجمع کننده گان را بطرز غیر انسانی و با برخوردهای ناشاسیت پراکنده و جهت بازداشت سوار بر ماشینهای خود کرده بودند. شاهدان حاضر گفته اند که در این اثنا و با پا در میانی شرین عبادی از بازداشت آنها ممانعت شده است و از همه آنها تهعد گرفته اند که دیگر در آن محل حضور نیابند. گفتنی است چند روزیست اخبار سفر این کمیسر حقوق بشر در سازمان ملل به تهران منتشر شده است و قرار بوده امروز راس ساعت ۶ بعد از ظهر به وقت تهران در دفتر سازمان ملل درتهران حضور یابد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 10:53 توسط |
|
|
از هیچ مقام رسمی درباره دانشجویان مصاحبه ای نگیرید، حتی خودم!
گ گفتنی است که این فیلم، نخستین فیلمی است که در زمان بازجویی های دانشجویان تهیه شده است و دانشجویان بازداشتی در اتاق بازجویی زندان ۲۰۹ در کنار یکدیگر نشانده شده اند و تحت شدیدترین شکنجه هایی که تا لحظاتی قبل تا سر حد مرگ ادامه داشته است، به زور به اتهام توهین به مقدسات اقرار می کنند. تصاویر پخش شده برای دست اندرکاران روزنامه ها گویای آن بوده است که دانشجویان بازداشتی ظاهری بسیار آشفته داشته و موهای سر و صورت آنها بسیار بلند و نامرتب بوده است. همچنین لازم به ذکر است که دانشجویان لباس مخصوص زندان را به تن داشته و فیلمبرداری در اتاقی تاریک و کم نور انجام شده است. مرتضوی در این جلسه از مدیران مسئول روزنامه های اصلاح طلب خواسته است از نوشتن حتی یک کلمه درباره این سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر خودداری کنند و آنها را تهدید کرده است که در صورت سرپیچی، با توقیف روزنامه مواجه می شوند. وی همچنین افزوده است مدیران مسئول حق ندارند از هیچ مقام رسمی درباره دانشجویان مصاحبه ای بگیرند، حتی خودش! مرتضوی همچنین بخشی از پرونده این دانشجویان را به مدیران مسئول روزنامه ها نشان داده است. پرونده دانشجویان بازداشتی حاوی متن شنود تماسهای پیش از بازداشت و اس ام اس های این دانشجویان بوده است. مرتضوی در پایان به مدیران مسئول روزنامه های اصلاح طلب گفته است: قطعا انتشار این نشریات کار دانشجویان بازداشتی بوده است. نوشتن در دفاع از اینها، حتی یک کلمه به معنی همدستی با اینهاست. گفتنی است از آنجا که فیلم موجود در دست مرتضوی، بدلیل نامناسب بودن محیط فیلمبرداری، آشفته بودن حالت عمومی دانشجویان، علائم آشکار شکنجه دانشجویان بازداشتی در ناحیه سر و صورت و ملبس بودن آنها به لباس زندان قابل پخش در صدا و سیما نبوده است، به تیم بازجویی دستور تکرار فیلمبرداری در اتاقی داده می شود که سابقا اعترافات هاله اسفندیاری در آنجا ضبط شده بود. اما مقاومت دانشجویان و مصادف شدن انتشار خبر شکنجه دانشجویان این بار موجب شکست این پروژه می شود. با توجه به انتشار خبر شکنجه دانشجویان بازداشتی توسط تیم قضایی و رسوایی پس از انتشار آن، چندی قبل مرتضوی خانواده های دانشجویان بازداشتی را نیز تهدید نموده بود که اگر دست از اعتراض بر ندارید، برخورد سنگینی را با فرزندانشان در زندان خواهد کرد. وی با بیان این عبارت که “هنوز شکنجه نکرده ایم که بدانید شکنجه یعنی چه؟” از اعمال فشار بیشتری بر دانشجویان خبر داده بود. اما با توجه به عدم سکوت خانواده ها در برابر تهدید مرتضوی، اکنون به نظر می رسد مرتضوی با بکاربردن روش تهدید صاحبان رسانه ها در تلاش است تا از رسیدن صدای اعتراض خانواده ها به افکار عمومی جلوگیری نماید. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 10:51 توسط |
|
|
آمدن من ربطی به تهدیدهای اخیر ندارد!!!
سردار سرلشگر پاسدار محمدعلی جعفری طی سخنانی در اولین كنفرانس مطبوعاتی خود در جمع خبرنگاران با اشاره به تهدیدات اخیر علیه ایران و طرح مساله قرارگرفتن سپاه در فهرست سازمانهای تروریستی از سوی وزارت خارجه آمریكا تاكید كرد كه آمدن وی ربطی به این تهدیدات ندارد. وی گفت: تصمیم به جابهجایی در تمام دنیا مرسوم است. سردار صفوی 10 سال بود كه در این سمت حضور داشت و معمولا توان افراد در طول 10 سال تقلیل میرود و احتیاج به جابهجایی وجود دارد. این تصمیم مربوط به چند ماه قبل است و ربطی به اظهارات اخیر دشمنان ندارد. نكات دیگر مصاحبه از این قرار است: *وظیفه سپاه صرفا در ابعاد نظامی نیست و باید در ابعاد دیگر نیز آمادگی دفاع از دستاوردها وجود داشته باشد. یكی از نقاط قوت و كلیدی سازمان سپاه، اتصال آن به نیروهای مردمی و انبوه افراد انقلابی و مومن است كه این نكته توان سپاه را در مقایسه با سایر سازمانهای نظامی متمایز میكند. *شرایط محیطی، امروز در حال تغییر و ماهیت تهدیدات با گذشته متفاوت است كه باید آمادگی و انعطاف لازم برای مقابله با هرگونه تهدید را داشته باشیم. *در راستای سیاست نظامی كشور كه مبتنی بر دفاع و بازدارندگی است، وارد كردن ضربه قاطع، قوی و سریع از دور و نزدیك به دشمن با هدف دفاع و بازدارندگی، محور آمادگی دفاعی سپاه است. * حركت سپاه رو به پیشرفت است و آینده آن را روشن میبینم. سپاه علاوه بر توانمندیهای بالا در ابعاد نظامی، اشراف اطلاعاتی نسبت به دشمنان دارد و همچنین توانمندی موشكیاش بالاست كه در دفاع كمك زیادی به آن خواهد كرد. * جنگ نامتقارن، نوعی است كه ما در دوران دفاع مقدس از آن استفاده كردیم؛ چراكه در جنگ تحمیلی، نابرابری زیادی میان ما و دشمن وجود داشت اما این نابرابری در حدی نبود كه جنگهای دوران دفاع مقدس را جنگ نامتقارن بنامیم. اما از آنجا كه توانمندی مادی و تكنولوژیكی دشمن نسبت به ما بالاتر است، باید برای مقابله به سمت انتخاب سیاستها و روشهای دفاعی مناسب برویم كه نمونهای از آن جنگ نامتقارن است. نمونه عینی این نوع جنگ را میتوان در جنگ 33 روزه لبنان دید. * من وقتی در نیروی زمینی هم بودم اعتقاد به همكاری سپاه با دولت داشتم. توان مهندسی سپاه در قالب 25 شركت در خدمت سازندگی است و نگاه سپاه به این حوزه، عمقبخشی به انقلاب و تحقق آرمانهای آن است. سپاه در این بخش قصد درآمدزایی ندارد، بلكه هدفش كمك به مردم و دولت است و در جایی كه بخش خصوصی كمتر وارد میشود، پیشتازانه فعالیت خواهد كرد. بهعلاوه این اقدام در راستای افزایش آمادگی رزمی مهندسی سپاه است. * سپاه مانند نیروی احتیاط در اختیار فرماندهی كل قوا خواهد بود تا هرجا كه لازم باشد به كمك سایر دستگاهها بشتابد. به عنوان مثال اگر لازم باشد سپاه برای كمك به دستگاههای فرهنگی فعالیت خواهد كرد. منبع : نوروز |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 10:9 توسط |
|
|
آيتالله صانعی:
ثابت کردم ديه زن ومرد برابراست زن از تمام اموال شوهر ارث میبرد قصاص، زيباترين قانون اسلام است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 9:3 توسط |
|
|
پلیس و نیروهای امنیتی در هر کجای دنیا _ خواه عیان و صریح همچون وضعی که در ایران شاهد هستیم و خواه هوشمندانه و با حفظ ظاهر _ نه کاری با جرم و جنایت دارند و نه ربطی به امنیت و آسایش جامعه. آیا این واقعیت اینقدر پیچیده و نامفهوم است که اینها مشتی اوباش و اراذل مزدور برای حفظ قدرت مطلقه ی حاکمیت در برابر هر حرکت کوچک و بزرگ آزادیخواهانه برای تحقق عدالت که نه ، تنها تلطیف فشارهای لخت و عیانی که جانها را تا حلقومها بالا آورده اند، هستند ؟ نه. تمام مسئله این است که در دنیای اصالت سرمایه ، واقعه ها بر واقعیتها و حقه ها بر حقیقتها چیره شده اند. مدعیان حقوق بشر جامعه سرمایه زده آیا نمی دانند که وحشیگریهای حکومتهای دیکتاتوری که اغلب توسط بازوهای اجرایی آنها ( پلیس ، نیروهای اطلاعاتی و امنیتی ، دادگاه ها و ... ) انجام می گیرد نمونه هایی بدوی از از آن چیزی هستند که در هر جامعه ی به قول آنان « صاحب دموکراسی» ای توسط پلیس روی می دهد. مشغله ها و بایدها و نبایدهای زندگی کنونی گرچه اجازه سر خاراندن به ما نمی دهند اما ما درک می کنیم که این ابزار اجتماعی مشترک حکومتهای دیکتاوری و جامعه ی متمدن و مردم سالار شما تنها و تنها به دنبال یک هدف مشترک هستند. حفظ قدرت صاحبان سرمایه. خواه این صاحبان سرمایه امامه بر سر و عبا در بر و ریش و پشمی بر صورت داشته باشند ، خواه کت و شلوارهای اتو کشیده بر تن ، با صورتهای هفت تیغ شده رخ بنمایند و خواه ماهیت انسان ستیز خود را با هر نقاب و لعاب دیگری پنهان کنند.
*** در ایران ما با تنوعی حتی متنوعتر از گونه های حیات وحش در نیروهای پلیس و نیروهای امنیتی مواجه هستیم که هر گروه، گروهک و دسته ای دست بیعت با فلانی و فلان کسی مشهور و در پاره ای موارد مجهول دارند و با یکدیگر حتی رقابتی نیز دارند. نیروی انتظامی ، پلیش پیشگیری ، پلیس ارشاد ، پلس امنیت ، پلیس کوهستان ، پلیس پارکها و فضای سبز ، یگانهای ویژه ، مفاسد ، اماکن ، سربازان گمنام امام زمان ، سربازان خیلی گمنام تر امام زمان ، بسیج ، اطلاعات سپاه ، حفاظت اطلاعات قوه ی قضائیه و ... این خیل عظیم 20 میلیونی وظیفه ی کنترل یک جامعه ی 60 الی 70 میلیون نفری را دارند که البته این به معنی یک خودکنترلی 20 میلیونی اضافی در جامعه است. این نیروها بنا به احساس خطر و در راستای « حفظ وضعیت موجود به هر طریق ممکن » برخوردهای سنگین و در بعضی موقع حذفی با مخاطبین خود دارند. زنان خیابانی ، دانشجویان معترض ، اوباش ، دزدها ، کارگران معترض ، اراذل ، فعالان سیاسی ، متجاوزین به عنف ، دگر اندیشان سیاسی ، فعالان زنان و .... مشتریان همیشگی این خیل عظیم نیروهای ارزشی حقوق بگیر دولت هستند. کشور انگلیس به عنوان شاخ همیشگی حقوق بشر و جزء ثانوی ارتش آزادی بخش جهانی ایالات متحده منبع اصلی و سنتی تامین تجهیزات پلیسی ایران هستند. افسران ارشد پلیس در ایران در کشورهای انگلیس و فرانسه دوره می بینند. در کل مدعیان اصلی دنیا که هر از گاهی با سیخ حقوق بشر و آزادیهای اجتماعی و انسانی حکومت ایران را انگولک می کنند خود از این سفر نان می خورند. رسم است که هر از گاهی خودروی جدیدی از پلیس با رنگی جدید و سرنشینان جدیتر و ماموریتهایی البته کهنه و پوسیده راهی خیابانها می شوند تا حتی نفسها را ببویند که شاید گفته باشی ... رنگهای تیره ، لباسهای تیره تر ، صورتهایی خشن و عصبی و چشمان بهانه گیری که در خیابانها پی طعمه دوند و البته صد و بلکه هزار رحمت به اینها که حداقل نامی دارند و نشانی و نه مخفی و « نا محسوس » هستند ، نه «گمنام» و البته کمتر «خود سر»! پلیس و نیروهای امنیتی ایران معتقدند « زندانی سیاسی » و «جرم سیاسی » وجود ندارد بلکه چیزی که هست « زندانی امنیتی » و « جرم امنیتی » است. بمب گذاری ، نوشتن مقاله انتفادی ، اعتصاب به دلیل بدی غذای سلف در دانشگاه ، آدم ربائی ، سخنرانی ، ترور ، اعتصاب کارگری ، ترانزیت مواد مخدر ، وکالت زندانیان سیاسی ، جاسوسی و ... همه و همه از نظر بازجوها ، حاجی ها و سیدهای دستگاه فخیمه ی امنیتی سر و ته یک کرباس اند. اقدام عیله امنیت کشور ، عناد با نظام مقدس جمهوری اسلامی ، ارتباط با بیگانگان ، نشر عکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و ... نسخه ها همه از پیش آماده اند و عقوبت هر نفس کشیدنی پیشاپیش مشخص. البته از حق نباید گذشت که دستگاه پلیسی ایران قدمهای بزرگی در راه ارائه ی خدمات به شهروندان ایرانی _ خواه خودی و خواه غیر خودی _ برداشته است. ار جمله ی این طرحها راه اندازی پلیس 110 و خرید ماشینهای بنز مدل جدید برای این نوع پلیس است تا در سرعترین زمان ممکن ( به گفته ی فرماندهانشان 3 تا 10 دقیقه ) به کمک شهروندان بشتابند. حادثه ی زیر ، برگ کوچکی از خدمت رسانی این نیروی ارزشی حافظ این نظام مقدس است.
*** یکشنبه _ 4 شهریور 1386 _ مرکز استان مرکزی _ میدان شوری برای خرید کارت اینترنت و یکی دو قلم دیگر جنس دیگری که نمی توانم اسمشان را بگویم راهی خیابان شدم. سر راه از پیاده روئی که پشت ایستگاه اتوبوس شهرک علی ابن ابی طالب ( حلبی آباد و حاشیه نشین شهر که همه این محله را به اسم فوتبال می شناسند) است می گذرم. صحنه ای توجه مرا به خود جلب می کند. سه اتوبوس در ایستگاه توقف کرده اند. دو اتوبوس عقبی کاملا درب و داغان و اسقاطی هستند و از انبوه مسافری که در خود جا داده اند آدم را یاد کنسرو ماهی تن می اندازند اما اتوبوس جلویی کاملا نو و تمیز به رنگ آبی آسمانی با درهایی بسته و خالی از جمعیت بدون راننده ، خاموش در جای خود ایستاده است. چند پسر حدودا 17_18 ساله با لباسهایی که به وضوح برای آنها کوتاه است _ و نگاه آدم را بی اختیار به سمت ناف آنها که مشغول خودنمایی است جلب می کند _ در حال نگاه کردن به اتوبوس خالی و خندیدن هستند. صحنه ی جالبی است. مردم به ناف آنها می خندند و آنها به اتوبوس خالی! اینها ظرف چند ثانیه در ذهنم ثبت می شود. جوانها می گذرند. ظاهرا از پشت هم چیزی پیداست چون مردم هنوز هم دارند به آنها می خندند.اکنون دقیقا جلوی « درب مخصوص سوار شدن خانمها » ی اتوبوس خالی هستم. یک نفر دارد ملتمسانه به من نگاه می کند. نه به من به هر کسی که می بیندش نگاه می کند. یک زن مسن با ظاهری روستائی و موهای سپید حنا گرفته با یک چادر مشکی در سر که با دندان محکم گرفته است. زن سرپا جلوی درب و بالای پله ها ایستاده و پیاده رو را نگاه می کند. اتوبس خاموش ، خالی ، بدون راننده است و تمام دربها و شیشه هایش بسته است.مسئول دو باجه ی بلیط فروشی و کنترل خط هم جرو ناظرین این صحنه هستند. حدس می زنم که چه تفاقی افتاده است اما ساعت 9.30 است و من به اندازه ی کافی از کارهایم عقب هستم. چیزهایی که می خواهم را می خرم و با عجله در حال برگشت به خانه هستم که به جلوی همان ایستگاه اتوبوس می رسم. اصلا باورم نمی شود. ساعت 9.50 است و آن زن هنوز در اتوبس خالی محبوس است و مسئول کنترل خط هم بر و بر در حال نگاه کردن زن است. زن اینبار که مرا می بیند با مشت به شیشه ی در می کوبد و این بار دیگر واقعا مخاطبش من هستم. بدون اینکه قدمهایم را کند کنم مستقیم رفتم و جلوی مسئول خط ایستادم و گفتم : « ببخشید آقا راننده ی این اتوبوس کجاست؟ این خانم آلان 20 دقیقه است که داخل اتوبوس زندانی شده.» مرد حدودا 45 ساله با لحنی که می کوشد یاد آور مرحوم فردین باشد با ته خنده ای می گوید: «میاد عزیز! دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره. شما خودتو ناراحت نکون». من در اینجور لحظه ها اصلا عادت به فکر کردن به بعد ماجرا را ندارم. کاری را می کنم که لازم است. تمام 70 کیلو وزنم را می اندازم پشت حنجره ام و مستقیم توی صورت مردک عربده می کشم: « مرد ناحسابی اگه آلان یک زن جوون بزک کرده اون تو گیر افتاده بود تو هنوز نیشت مثل ... باز بود یا رفته بودی با سر شیشه رو شکسته بودی آورده بودیش بیرن؟» همزمان با داد کشیدن دستم را توی جیبم می برم و مردک یک نگاه به صورت قرمز من و یک نگاه به دست گره کرده ام توی جیبم مردد است که چه بگوید. چند لحظه مکث می کند و عاقبت با خوشروئی جواب می هد: «شما هم داداش من. من که کاره ای نیستم. مرتیکه نمی دونم کور بوده این بیچاره رو ندیده درو بسته و رفته آخه من چه کار کنم.» مرد بلیط فروش هم که حدودا 50 ساله است از همان دور می گوید: «بنده خدا راست می گه. یه این چه مربوطه؟ تقصیر راننده است.» موبایلم را که از چند لحظه ی پیش توی دستم است از جیبم بیرون می کشم. سعی می کنم از 118 شماره ی شرکت اتوبوسرانی را بگیرم شاید بشود وادارشان کرد که کاری بکنند اما خانمی انواع اقسام دروغها و قصه ها را می گوید که مفهومش این است: « تعداد مشترکین تلفن همراه 10 برابر ظرفیت شبکه است. این یک دزدی آشکار توسط ماست پس خودتان را خسته نکنید. تماس فعلا بی تماس» نمی دانم چکار کنم.به سمت راننده ی یکی از اتوبوسهایی نگاه می کنم که دارد به من و مسئول خط نگاه می کند اما هنوز به درب اتوبوس نرسیده دربها را می بندد و گازش را می گیرد و می رود. یک کیوسک تلفن چند قدمی این ایستگاه است که همیشه چندتایی پسر و دختر جوان به بهانه ی تلفن زدن مشغول سر و کله زدن با هم هستند. اتوبوس که می رود پسرهای دور این کیوسک دسته جمعی به من می خندند. حق هم دارند امروزه تمام تفریح مردم ایران خندیدن به ضایع شدن و بدبختیها و دلقکبازیها همدیگر است. آخر اینجا خاکش پر گهر است و خون مردمانش آریایی. ما از 2500 سال پیش بوده ایم و فرهنگمان ایرانی _اسلامی است. تازه در عهد اسب و درشکه شاهی که قطر گردنش کلفتر از بقیه شاهان بوده آمده به زور تیغ و شلاغ از عمر بردگان و ثروت ملتهای دیگر کاخی ساخته به نام تخت جمشید که هرجا لازم باشد بتوانیم بگوییم ما متمدنیم ، آزادیخواهیم ، با فرهنگیم ، فلانیم و بهمانیم و البته خود بهتر از هر کسی می دانیم که چیزی نیستسم و این زمین زمین استبداد بوده است و ظلم ، خون ، خونریزی ، زندان ، اعدام ، توطئه ، باج دادن و محرومیت کشیدن. دوباره شماره می گیرم اما اینبار با 110 تماس می گیرم. در تلاش دومم موفق می شوم. بعد از 6بار بوق خوردن کسی جواب می دهد. ماجرا را بازگو می کنم و تقاضای کمک می کنم. _ «مگه اونجا مسئول خط نداره؟» _ « داره ولی میگن به ما مربوط نیست. باهاشون صحبت کردم» _ «این به ما مربوط نیست. وظیفه ی سازمان اتوبوسرانیه» _ « بابا بیچاره پیر زنه.آلان ساعت 10.10 است. حداقل چهل دقیقه است که گیر افتاده...» _ « باشه یه گشت می فرستیم ببینیم چه خبره» _ « اگه میشه ...» _ «بوووووووووووووووووووووووق....» تا ساعت 10.15 مراقب کل میدان هستم که اگر گشت پلیس آمد به بهانه ی پیدا نکردن محل جیم نشوند اما خبری نمی شود. ساعت 10.20 می شود و از گشت خبری نیست. دوباره تماس می گیرم. اینبار همان اول موفق به تماس می شوم ولی تا 11 بار بوق زدن پشت خط می مانم. کسی جواب می دهد. _ «من ساعت 10.10 هم تماس گرفتم آقا اینجا یک خانم پیر توی اتوبوس گیر کردهپس چرا ...» _ « بله می دونم. فرستادیم.میاد آلان » _ «آخه آلان ...» _ «بووووووووووووووووق... » اینطوری فایده ای ندارد. همیشه خیابانهای ایران پر است از مامور و پلیس ولی حالا که لازمشان دارم قحطی آمده. یک تویوتای شاسی بلند که رویش نوشته فرماندهی نزدیک می شود.سه درجه دار پلیس تویش لم داده اند و راننده سعی می کند با بوق زدن پیکان مسافر کش جلوئی را کنار بزند. از روی نرده ها می پرم توی خیابان و برای یکی از درجه دارها که دارد من را نگاه می کند دست تکان می دم که کارت دارم اما مسافر کش بدبخت از ترسش سریع کنار می کشد تا تویوتا بتواند چراغ قرمز را رد کند و برود. ساعت 10.30 می شود و من کم کم دارم به فکرهای ناجوری فکر می کنم که صدای خالی شدن باد کمپرسور اتوبوس می آید و نگاه که می کنم می بینم درب اتوبوس باز شده است می روم تا یک حال اساسی به راننده اش بدهم اما از راننده خبری نیست. راننده ی یکی دیگر از اتوبوسهای خط رفته است زیر ماشین و کاری کرده که درب باز شده است. پیر زن پیاده می شود و راننده دوباره درب اتوبوس را می بندد و سوار اتوبوس خودش می شود و می رود. پیر زن نفرین کنان به دنبال کار خودش می رود. من تا ساعت 10.35 هم صبر می کنم یک الگانس سبز و سفید پلیس با سرعت از خیابان می گذرد و در میدان به جز نیروهای پلیس راهنمائی و رانندگی اثری از پلیس نیست. من هم به دنبال کا رخودم می روم راستی تا یادم نرفته این را هم بگویم. روی بدنه ی آن اتوبوس خالی و نو نوشته شده بود: «شهروند گرامی این اتوبوس از محل پرداخت عوارض شما خریداری شده است» . پی نوشت : در میدان بالاتر از میدان شورای به نام میدان امام خمینی که پای پیاده فقط 3 دقیقه از این میدان فاصله دارد در هر لحظه ای از شبانه روز چندین دستگاه الگانس ، تویوتا ، سمند ، موتور و مینی بوس پلیس به همراه تعداد زیادی درجه دار ، سرباز صفر و نیروی لباس شخصی وجود دارد که کارشان جمع کردن پسرها و دخترهائی است که دست در دست هم برای قدم زدن و یا خرید و یا ... در خیابان راه می روند. ***
چند روز دیگر در یک از خروجیهای همان میدان ساعت 9 صبح یک خانم درشت اندام و زیبا با ظاهری آراسته ، حدودا 35 ساله درحال صحبت با تلفن همراه جلوی یک مغازه ی پارچه فروشی ایستاده است. خیابان خلوت است. یک الگانس پلیس با شتاب به خیابان می پیچد ولی ناگهان ترمز می کند و 2نفر با کلاه های کجشان سر از پنجره بیرون می آمرند و به زن خیره می شوند. صحنه به قدری مضحک است که چند عابری که آنجا هستند با پوزخند به ماشین پلیس نگاه می کنند. راننده ی خودری پلیس تلاش می کند از توی آینه ی ماشین به زور هم که شده چیزی ببیند و بی نصیب نماند. توی صورت هر سه نفر سرنشین ماشین پلیس این آرزو موج می زند که کاش به بهانه ای بتوانند آن خانم را سوار ماشین کنند ولی ظاهرا کار دارند و نمی توانند بیشتر از این چشم چرانی کنند. راننده گازش را می گیرد و می رود.
*** یکشنبه ، 9/1/86 ، ساعت 55/12 ـ خیابان شهدا موتور سیکلت نیروی انتظامی با دو نفر سرنشین _ یکی درجه دار و دیگری سرباز صفر _ به سرعت جلوی یک موتور سیکلت که سرنشینان آن سه جوان حداکثر بیست و پنج ساله هستند می پیچد. موتور سیکلت سه جوان تعادل خود را از دست میدهد و دو سرنشین عقب آن به زمین می افتند اما راننده به سرعت خودش را جمع و جور می کند و در مسیر خلاف خیابان اصلی پا به فرار می گذارد. گویا خوب می داند در صورتی که بماند چه بلایی به سرش خواهد آمد. دو جوان بازمانده بدون هیچ حرکتی می ایستند و به درجه داری که با عصبانیت در حال پیاده شدن از موتور تریل خود است نگاه می کنند. درجه دار _ احتملا ستوان یا افسر جزئی در همین سطح _ پیاده می شود و مستقیم به طرف یکی از دو جوان که بدون هیچ حرکتی در جای خود ایستاده اند می رود یک سیلی حواله صورت جوان می کند. جوان باز هم حرکتی نمی کند اما مامور نیروی انتظامی؟!؟ دست بر دار نیست. او دست جوان را می گیرد و به طرف خود می کشد و در همین حین با زانوی خود به زیر شکم _ احتمالا بیضه ها _ می کوبد. جوان خم می شود تا کار مامور برای زدن یک پس گردنی راحت تر شود. جوان در حالی که از درد به خود می پیچد سرش را بالا می آورد و به مامور می گوید : « تو حق زدن نداری»! چه اشتباه فاحشی! گویی جوان نمی داند که اینجا ایران است و کشور ایران تحت اراده ی « نظام جمهوری اسلامی » اداره می شود. « تو حق زدن نداری »! چه جمله ی حماقت باری از دهان جوان بیرون می آید. جمله ی که تاوان آن را بلافاصله می پردازد. مامور نیروی انتظامی گویی تازه گرم شده است. او کاپشن نظامی خود را از بیرون ی آورد و روی موتورش می اندازد.غلاف روی کمر خود را باز می کند واسپری گاز اشک آوررا بیرون می کشد. جوان خوش خیال فکر می کند که او فقط قصد تهدید دارد بنابراین مستقیما به این جاندار خشمگین خیره می شود. مامور نیروی انتظامی!؟! مستقیما گاز اشک آور را از فاصله ی ده سانتیمتری به چشم جوان اسپری می کند. دخل جوان می آید. مامور نیروی انتظامی به یک دست مشغول بیرون آوردن باتوم می شود و با دست دیگر قصد دارد کلاه کاسک خود را هم خارج کند اما ناگهان چشمش به من و دو دختر دانشجویی می افتد که موشکافانه این وحشیگری را نظاره می کنیم و با موبایلهای خود مشغول شماره گیری هستیم. مامور از برداشتن کلاه خود منصرف می شود. کمی درنگ می کند و به حالت تهدید آمیزی به ما خیره می شود. سرباز صفر ناگهان متوجه ی حوادث احتمالی می شود و به سرعت جوان مصدوم و جوان دیگری را که مات و مبهوت سر جای خودش خشکش زده _ و احتمالا چند قطره ی ادرار به بیرون درز داده _ را به حرکت کردن و رفتن وادار می کند. دو جوان حرکت می کنند و ماموران نیز سوار موتور سیکلت خود می شوند. جوانی که چشمش آسیب دیده جلوی پای خود را نمی بیند و به همین علت با یک ماشین پارک شده برخورد می کند. او بلند داد می زند که : « روز تقاص کارت را پس خواهی داد » اما خودش به دلیل زیر پا گذاشتن قانون خفقان و ترس و وحشیگری سریعتر از ماموران تقاص پس می دهد. مامور نیروی انتظامی در حال حرکت لگدی را هم حواله ی ماتحت جوان می کند و می رود. من نگاهی به خودم و دو دختر دانشجو می اندازم و از آنجایی که با در نظر گرفتن اوضاع قوه ی قضائیه ، بی قانونی ، خشونت بی حد پلیس و ... در یک حساب سر انگشتی طرح یک شکایت را یک جوک خنده دار و مخاطره آمیز ارزیابی کردم بدون هیچ کلامی راه خود را در پیش گرفتم و فقط به جوان توصیه کردم که به صورتش آب نزند. اگر او هم تجربه ی حوادث خرداد 82 دانشگاه های تهران، خرداد 85 پلی تکنیک ، اعتصاب کاگران شرکت واحد ، تجمع اول ماه می کارگران معترض سندیکای شرکت واحد ،... را داشت دلیل حرفهایم را می فهمید. در هنگام طی مسیرم مدام فکر می کردم که با فرض محال _ حتی _ عادی رفتار کردن و پرهیز از اعمال نفوذ گسترده و ... در محاکم قضایی ایران در صورت شکایت و پیگیری این قضه مساله ی شهدات به چه نحوی می تونست حل شود؟؟! تعجب نکنید. طبق جهانبینی رژیم جمهوری اسلامی زن یک موجود نصفه و نیمه ارزش گذاری شده است. به عبارت واضحتر طبق تفکر اینان « خایه داران » دو برابر « ... داران» از حقوق و رسمیت عقل و شعور و ... برخوردارند و مساله ی حل نشده برای من در این بود که در نتیجه ی این جهان بینی « تخمی » ، با حذف شهادت خایه های من با شهادت خایه های یکی از دو مامور نیروی انتظامی، با احتمال محال در نظر نگرفتن لباس مقدس مامور خشمگین، شهادت دو موجود دانشجوی فاقد خایه با شهادت مامور صاحب خایه مساوی می شد. به نظر شما شیخی که « ریاست » این دادگاه فرضی و خیالی را بر عهده دارد به چه نحوی رفتار می کند تا ضمن کسب خشنودی خداوند و ارواح فلان و بهمان کس در زندگی اخروی از حور و عین وعده داده شده بی نصیب نماند؟؟؟؟؟؟... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 15:40 توسط |
|
|
سردار عزيز جعفري يكي از 24 فرمانده سپاه است كه در روزهاي بحراني پس از تير ماه 1378 نامه تهديدآميزي را خطاب به سيد محمد خاتمي، رئيسجمهور وقت امضا كردند. اين نامه در آن مقطع از سوي اصلاح طلبان به تلاش براي كودتا تعبير شد، چرا كه فرماندهان امضاكننده در اين نامه علاوه بر هشدار به خاتمي، وي را به اقدام عملي هم تهديد كرده و گفته بودند: "كاسه صبرمان به پايان رسيده و تحمل بيش از آن را در صورت عدم رسيدگي، بر خود جايز نميدانيم." متن اين نامه پس از هشت سال هنوز خواندني است و از اين رو كه يكي از امضاكنندگان آن اكنون به فرماندهي سپاه پاسداران نيز رسيده، بيش از پيش اهميت يافته است: رياست محترم جمهوري حضرت حجتالاسلام والمسلمين جناب آقاي سيدمحمد خاتمي بهدنبال حوادث اخير به عنوان مجموعهاي از خدمتگزاران دوران دفاع مقدس ملت شريف ايران، وظيفهي خود دانستيم مطالبي را خدمت حضرتعالي دانشمند ارزشمند عرضه بداريم. اميدواريم با سعهي صدر و شعار ارزشمند توأم با سيرهاي كه تبليغ ميفرماييد (شنيدن هر سخن و ايده ولو مخالف) به اين موضوع كه شايد درد هزاران زجركشيدهي انقلاب باشد كه امروزه بهدور از هرگونه خط و خطوط با چشمي نگران، مسائل و حوادث انقلاب را مينگرند و سكوت، مسامحه و سادهانگاري مسئولين كه از بركت خون هزاران شهيد بر مسند نشستهاند، متحير و متعجباند. جناب آقاي خاتمي، قطعاً همهي ما حضرتعالي را انساني وارسته، انقلابي، متدين و داراي ريشهي عميق ديني در حوزه و دلسوز به انقلاب دانسته و ميدانيم، اما نحوهي برخورد با حوادثي كه همهي ما شاهد شادي و رقص دشمنان پيرامون آن هستيم و در اولويت قرار دادن پيگيري برخي اشتباهات و تخلفات و بزرگ كردن آنها در مقابل عدم توجه و يا كوچك جلوه دادن برخي ديگر از همين نمونه قانونشكني و هتك حرمت و فشار، باعث شده است جريانهاي معاند با انقلاب گستاختر و در مقابل آن، مدافعان انقلاب محافظهكارانه و با دلزدگي توأم با نااميدي، هر روز تحقير شده و به ثمرهي اين همه خون نگريسته و انگشت خود را با تاسف و تاثر ميگزند. جناب آقاي رئيسجمهور، حمله به كوي دانشگاه همانطوري كه رهبر بزرگوار و مظلوم اين انقلاب فرمودند امري ناپسند، زشت و بد بود و عليرغم اينكه سختترين و تندترين برخوردها با آن انجام پذيرفت اما همهي مردم به دليل ناپسندي عمل انجام شده اين برخوردها را پذيرفته و بر آن صحه گذاردند، اما سؤال مهم و پرابهام اين است كه آيا فاجعه فقط همين بود؟ صرفاً همين موضوع قابل پيگيري و توجه و اعتراض و تحصن است كه چند وزير به خاطر آن استعفا دهند، شوراي امنيت تشكيل جلسه بدهد و گروه تحقيق تشكيل گردد، اما آيا حرمتشكني و توهين به مباني اين نظام، تاسف و پيگيري ندارد؟ آيا حريم ولايت فقيه كمتر از كوي دانشگاه است؟ آيا حريم امام، آن انسان كمنظير، كمتر از جسارت به يك دانشجو است؟ آيا چند روز امنيت كشور را دچار اخلال كردن و به هر مؤمن و متدين حمله كردن و آتش زدن فاجعه نيست؟ آيا زير سئوال بردن جمهوري اسلامي، اين يادگار دهها هزار شهيد و شعار عليه آن دادن فاجعه نيست؟ جناب آقاي خاتمي، چند شب پيش وقتي گفته شد عدهاي با شعار عليه رهبر معظم انقلاب به سمت مجموعهي شهيد مطهري در حركتاند، بچههاي كوچك ما در چشم ما نگريستند، انگار از ما سؤال ميكردند غيرت شما كجا رفته است؟ جناب آقاي رئيسجمهور، امروز وقتي چهرهي رهبر معظم انقلاب را ديديم مرگ خودمان را از خداوند طلب كرديم چون كه كتفهايمان بسته است و خار در چشم و استخوان در گلو بايد ناظر پژمرده شدن نهالي باشيم كه حاصل 14 قرن سيلي و زجر شيعه و اسلام است. جناب آقاي خاتمي، شما خوب ميدانيد، در عين توانمندي بهخاطر مصلحتانديشي دوستان ناتوانيم. چه كسي است كه نداند امروز منافقين و معاندين دسته دسته به نام دانشجو به صف اين معركه ميپيوندند و خوديهاي كينهجو و منفعتطلب كوتهنظر آتشبيار آن شدهاند و براي تهييج آن، از هر سخن و نوشتهاي دريغ نميكنند؟ جناب آقاي خاتمي، تا كي با اشك بنگريم و خون دل بخوريم و با هرج و مرج و توهين، تمرين دموكراسي كنيم و به قيمت از دست رفتن نظام صبر انقلابي داشته باشيم؟ جناب آقاي رئيسجمهور، هزاران خانوادهي شهيد و جانباز و رزمنده به شما رأي دادند كه رأي آنها مدال سينه شماست. آنها از شما انتظار برخورد منصفانه با اين مسائل را دارند و ما امروز رد پاي دشمن را در اين حوادث به خوبي ميبينيم و قهقههي مستانه را ميشنويم. امروز را دريابيد كه فردا خيلي دير است و پشيماني فردا غيرقابل جبران است. سيدبزرگوار، به سخنراني به ظاهر دوستان و خوديها در جمع دانشجويان بنگريد، آيا همهي آن گفتهها تشويق و ترغيب به هرج و مرج و قانونشكني نيست؟ آيا معناي سال امام (ره) همين بود؟ آيا به همين صورت ميتوان ميراث گرانبهاي او را حفظ كرد و آيا بيتوجهي تعداد اندكي به نام حزبالله مجوزي است براي شكستن سر هر متدين و هتك حرمت آن؟ جناب آقاي خاتمي، رسانهها و راديوهاي دنيا را بنگريد، آيا صداي دف و دهل آنها به گوش نميرسد؟ جناب آقاي رئيسجمهور، اگر امروز تصميم انقلابي نگيريد و رسالت اسلامي و ملي خودتان را عمل نكنيد، فردا آنقدر دير و غيرقابل جبران است كه قابل تصور نيست. در پايان با كمال احترام و علاقه به حضرتعالي اعلام ميداريم كاسهي صبرمان به پايان رسيده و تحمل بيش از آن را در صورت عدم رسيدگي، بر خود جايز نميدانيم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 11:30 توسط |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 11:21 توسط |
|
|
آمادهباش مراکز بهداشتی، درمانی برای مبارزه با شيوع وبا با شيوع بيماری وبا در کردستان عراق و مبتلا شدن چند هزار نفر که تا کنون ۸ نفر از آنها جان خود را از دست داده است،مراکز بهداشتی سقز ضمن اعلام آماده باش به نيروهای خود فعاليت گسترده ی تبليغی – عملياتی را جهت پيشگيری از گسترش بيماری به شهر آغاز نموده است. خبرنگار شارنيوز از شهر بانه گزارش می دهد تا کنون در نقاط مرزی اين شهرستان دو نفر به وبا مبتلا شده اند و در مريوان نيز ابتلای چند نفر تاييد گشته است. دکتر گلکار رئيس شبکه بهداشت سقز در گفتگو با خبرنگار شارنيوز به شهروندان توصيه نمود از مسافرت به کردستان عراق در موارد غير ضروری خودداری کنند و در صورت حضور درآن مناطق ضمن پرهيز از استفاده سبزيجات،سالاد و ميوه هايی که از ضدعفونی شدن آن مطمئن نيستند،قبل و بعد از غذا به شکلی دستهای خود را بشورند که ۲۰ ثانيه به کف آغشته باشد. رئيس شبکه بهداشت از شهروندان درخواست کرد به محض مشاهده اسهال از خود درمانی پرهيز کرده و سريعاً به مراکز درمانی مراجعه کنند. دکتر گلکار تاکيد کرد: شهروندان حتماً از آب شهری که تحت کنترل ما است استفاده کنند و قبل از مصرف ميوه و سبزيجات طی سه مرحله از سلامت آن مطمئن شوند. ابتدا سبزيجات را با آب فراوان گل زدايی کرده،سپس با مايع ظرفشويی انگل زدايی نمايند و به مدت ۵ تا ۱۰ دقيقه آنها را در محلول پرکلرينگ که در داروخانه ها موجود است نگهداری کنند. دکتر گلکار توصيه کرد از خوردن غذاهای بين راهی خودداری شده و بهتر است تا رسيدن به وضع عادی از ميوه های پوست دار استفاده شود.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 10:48 توسط |
|
|
***تاسيس انجمنهای سياسی همچنان در دانشگاههای افغانستان ممنوع است و دانشجويان حق هيچگونه فعاليت سياسی را در محيط دانشگاه ندارند. آنها نمیتوانند برنامهها و جلساتی را که شائبهء سياسی بودن در آن میرود، در دانشگاه برگزار کنند. ***حالا ديگر ورود و خروج هر کس به جز کارمندان و مسافران به سالن فرودگاه ممنوع شده بود. نفس راحتی کشيدم. حالا ديگر بدون آن ازدحام هميشگی جمعيت، میتوانستم تشريفات فرودگاهی را انجام دهم. از آنجا مستقيم به هتل کانتينانتال رفتم . هتلی که بر تپهای در شمالغرب کابل واقع است و اکنون پس از بازسازی، نسبت به گذشته ظاهر بهتری پيدا کرده است.
***بعد از چند دقيقه سکوت، دشواریهای ديگری را هم به مشکل قبلی اضافه کرد:«هرروز در حين برگزاری کلاسها، برق بارها و بارها قطع میشود.»
***تعدادی استاد خارجی نيز در دانشگاه کابل تدريس میکنند، استادانی از ترکيه، آلمان، ژاپن، فرانسه ويکی - دو کشور ديگر. ***عبدالظاهر در برابر اين پرسش، مکثی طولانی کرد، انگار به مغزش فشار میآورد تا چيزی به ياد بياورد. عاقبت گفت: «تنها در دانشکدهء زبان و ادبيات فارسی دری، همکاری محدودی با دانشگاه تهران داريم. البته با وجود نياز زيادی که اين دانشکده به استادان ادبيات فارسی دارد، تاکنون هيچ استاد ايرانی در آن تدريس نکرده است. در همهء اينسالها فقط چند نفر در کنار شغلی که در سفارت جمهوریاسلامی ايران در کابل داشتند، در دورههای کوتاهمدت در اين دانشکده تدريس کردهاند.»
***گفت: «در افغانستان زمينهء خروج از خانه برای دختران خيلی کمتر از پسران است. به همين دليل کمتر میتوانند در کلاسهای مختلف علمی از جمله آمادگی کنکور شرکت کنند. بنابراين با آمادگی کمتری نسبت به پسران در آزمون دانشگاهها حاضر میشوند.»
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 10:43 توسط |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم شهریور 1386ساعت 15:39 توسط |
|
|
سهیل آصفی را آزاد کنید سهيل آصفی؛ ۳۰ روز در سلول انفرادی خبرنامه گويا - يک ماه است که سهيل آصفی روزنامه نگار مستقل در سلول انفرادی در بند ۲۰۹ زندان اوين و در "بازداشت موقت" است. به گفته بازجوی او ۱۲ روز است که بازجويی وی پايان يافته ولی او همچنان در بازداشت و سلول انفرادی نگه داری می شود، از هواخوری محروم است و دليل بازداشت اش تا کنون اعلام نشده است. همچنين تماس های تلفنی او نيز قطع می باشد. يک بار فقط شاهرخ آصفی، پدر سهيل در حضور بازجو، فرزندش را ملاقات کرده و او را بسيار خسته، رنجور و ضعيف ديده است. ناهيد خيرابی، مادر سهيل آصفی اجازه ملاقات با فرزند خود را ندارد. خانواده و وکلای مدافع سهيل آصفی معتقدند که وی مطلقأ عمل مجرمانه ای انجام نداده است آن ها می گويند چرا پس از گذشت اين همه روز سهيل با تغيير قرار آزاد نمی شود؟ آيا اين گونه رفتارها هدف خاصی را دنبال می کند؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم شهریور 1386ساعت 15:15 توسط |
|
|
فاحشگی سیاسی اصلاح طلبان (۴)
خاتمی: نظام را قبول داریم و در انتخابات شرکت می کنیم . گفتمان چپ شکست خورده و از رده خارج است.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم شهریور 1386ساعت 15:7 توسط |
|
|
فاحشگی سیاسی اصلاح طلبان (۵)
خبرگزاری فارس: رئيس مرکز استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: هرگاه احزاب احساس می کردند که بايد هزينه پرداخت کنند، دانشجو را جلو می انداختند و از دور با تلفن و موبايل دانشجويان را هدايت می کردند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم شهریور 1386ساعت 15:7 توسط |
|
|
تعدادی از اعضای خانواده هیوا بوتیمار و شهروندان ایرانی در برابر دفتر عفو بین الملل در لندن تحصن کردند تحصن از روز پنجشنبه آغاز وتا روز دوشنبه آینده ادامه دارد آزاد زمانی سخنگوی انجمن دفاع اززندانیان سیاسی وحقوق بشر همراهی خود را با این تحصن اعلام کرد ودرمصاحبه های مختلف با رسانه های جمعی ایرانیان مقیم لندن تقاضای حمایت کرد وهمچنین مردم ایران را به تلاش برای نجات جان هیوا بوتیمار و عدانان حسن پور ودیگر زندانیان سیاسی فراخواند درروزهای آینده تجمعاتی درحمایت از این تحصن و علیه اعدام درمحل دفتر امنستی و مقابل سفارت جمهوری اسلامی درلندن برگزار می شود. انجمن دفاع از زندانیان سیاسی وحقوق بشر ایران |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم شهریور 1386ساعت 10:26 توسط |
|
|
*اعتصاب رانندگان اتوبوس در کرمانشاه
مرکز اطلاعرسانی حزب حیات آزاد کردستان PJAK
****گزارش سايت بازتاب: درگيری شب گذشته دراويش با جوانان يک هیأت در کرج
*****کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر: اعتصاب غذای صباح نصری، فعال دانشجويی در بازداشتگاه سنندج ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 23:40 توسط |
|
|
نامه سرگشاده هیئت کارگران نقاش و تزئینات ساختمان
ٍ ما نقاشان و کارگران ساختمانی که زیبایی روح انگیز و تمیزی و بهداشت تمامی خانه ها، آسمان خراشها، پارکها و دیوارهای شهر از هنرمندی دستان ظریف و هنرمند ماست، ما که چه در گرمای طاقت فرسای تابستان وچه در سرمای جان سوز زمستان از کار بازنمی ایستیم، ما نقاشانی که هر روز در معرض مواد شیمیایی سرطان زا، گرد و خاک و... قرار داریم، ما که روی داربست های بلندی پای می گذاریم که پایه های آن سست و لرزان است، همچون پایه های زندگی مان. پایه هایی که بر ترس از سقوط و درماندگی بنیان شده است. ما کارگران فصلی که بدون هیچ حمایت قانونی از قبیل بیمه، مستمری بازنشستگی یا ازکارافتادگی و ... به زحمت نیمی از سال را مشغول به کاریم و کمرمان زیر بار تورم و گرانی خم شده و در بیقوله هایی بی شباهت به خانه در حاشیه شهرها در مرگ تدریجی به سر میبریم، ما که خود خانه ها را می سازیم اما ... . آری، ما کارگران نقاش و ساختمان ( امضا کنندگان این بیانیه) که از محرومترین و بی آینده ترین مردمان کشورمان می باشیم، از این اوضاع به تنگ آمده و مصرانه از مسئولین امر و دولت مردان خواستاریم که در اسرع وقت در جهت رفع مطالبات ما، به ترتیبی که در ذیل خواهد آمد، اقدام کنند. (۱ماهیت فصلی بودن مشاغل ساختمانی باعث شده تا کارگران شاغل در این صنف شاید نزدیک به نیمی از سال را بیکار باشند. این در حالی است که هیچ مرجع قانونی خود را مسئول جبران خسارات ناشی از بیماری کارگران نمی داند. اما با توجه به اصل ۲٨ قانون اساسی که دولت را موظف به ایجاد اشتغال به کار برای همه افراد کرده، ما نیز خواهان این هستیم تا نهادهای دولتی به این اصل صریح قانون اساسی گردن نهاده و امنیت شغلی کارگران را تضمین کنند. (۲اصل ۲۹ قانون اساسی برخورداری از تامین اجتماعی را حقی همگانی می داند. با این وجود کارگران نقاش سا ختمان از کمترین مزایای تامین اجتماعی بی بهره اند. چه توجیهی برای این کار وجود دارد؟ آیا کارگران ساختمان جزء همگان محسوب نمی شوند و بر خلاف اصل ۱۹ قانون اساسی از حقوق مساوی با دیگران برخوردار نیستند؟ آیا می توان بدون هیچ دلیلی یکی از زحمت کش ترین اصناف را از حق تامین اجتماعی محروم دانست. ما خواهان آن هستیم که از تمامی حقوق و مزایای تامین اجتماعی برخوردار شویم. (٣از آنجایی که بیش از ٨۰ درصد کارگران نقاش فاقد مسکن بوده و در بدترین شرایط در حاشیه های ناامن شهر با اجاره های سنگین به سر می برند، با تاکید بر اصل ٣۱ قانون اساسی که داشتن مسکن مناسب را حق هر ایرانی دانسته و با تاکید بر ماده ۱۴۹ قانون کار، خواهان ایجاد تعاونی های مسکن و دیگر خدمات رفاهی برای خانه دار شدن کارگران هستیم. ۴)بر طبق مواد ۱ و ۷ آئین نامه کارهای سخت و زیان آور مصوب ۲۹/۹/۱٣۷۱، مشاغل ساختمانی از کارهای سخت و زیان آور محسوب می شود. بنابراین با توجه به اصل ۵۲ قانون کار خواهان تقلیل ساعات کار به حداکثر ۶ ساعت در روز و ٣۶ ساعت در هفته می باشیم. ۵)و اما به رسمیت شناختن و پذیرفتن سندیکای مستقل کارگران نقاش ساختمان و دیگر تشکل های کارگری توسط مراجع قانونی، بر طبق قوانین داخلی و تعهدات بین المللی، خواسته ای تکراری است که متاسفانه با فشار عوامل کارفرمایی و سرمایه داری، در راه ایجاد آن، موانعی به وجود آمده است. با این وجود ما سندیکای مستقل کارگری را حق مسلم و قانونی خود می دانیم و مصرانه بر آن پافشاری می کنیم. خواسته هایی که در بالا ذکر شد کمترین و حداقل مطالبات ما کارگران نقاش ساختمان بوده که تمامی آن مستند به قوانین رسمی کشور می باشد. لذا ما امضا کنندگان این بیانیه، از مسئولان امر خواستار اقدام عاجل و پیگیری سریع می باشیم. هیئت بازگشایی سندیکای نقاشان و تزئینات ساختمان |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 14:35 توسط |
|
|
متن سخنرانی رفيق ميگوئل فيگوئروآ، رهبر حزب کمونيست کانادا، در همایش حزب کمونيست ونزوئلا تحت عنوان «سوسياليسم علمی: تجربيات و مبارزات برای ساختمان آن در قرن بيست و يکم»**مطمئنم که از جانب هيأتهای نمايندگی و احزاب برادر صحبت می کنم اگر بگویم که «ما 100 درصد با شما هستيم، و مطمئن هستيم که انقلاب بوليواری و سوسياليسم پيروز خواهد شد!». بدون ترديد، «موج دوم» سوسياليسم يعنی «سوسياليسم قرن بيست ويکم» خود را آنجا از «موج اول» ساختمان سوسياليستی متمايز میسازد که نيروهای انقلابی امروز امتياز تحليل و آموختن از تجربيات پيشين- هم دستاوردها و هم شکستها و انحرافات آن تجربيات- را دارند، و از اين نظر ما با اطمينان پيش بينی میکنيم که «سوسياليسم نو» از موج پيشين ساختمان سوسياليسم بهتر، قوی تر و ماندگار تر خواهد بود. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 14:34 توسط |
|
|
هومن کاظمیان ناچار به خروج از کشور شد (همراه با تصاویری از آثار شکنجه بر بدن وی)
سپاه پاسداران بار دیگر مناطق مرزی کردستان عراق را توپ باران کرد.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 11:2 توسط |
|
|
یادمان کشتار زندانیان سیاسی دهه ی ۶۰ در ایران توسط حکومت ولایت مطلقه ی فقیه جمعه ۹ شهریور ساعت ۹ بامداد گورستان خاوران خواستم آخرین لیست چها هزار و چهارصد و هشتاد و پنج نفره ی اعدامیان کشتار دهشتناک دهه ی شصت را روی وبلاگم بگذارم اما نشد. شاید کلمات جسته و گریخته زیر روشن کننده ی گوشه ای از کشتاری باشد که توسط حاکمانی که ادعای جانشینی خدا بر زمین را دارند ، روی داده است. اینجا ایران است.گورستان بی نام و نشان هفتاد میلیونی که در آن آزادی و برابری را شبانه دفن کرده اند. تهران شیراز تبریز تیر باران _ حلق آویز تیر باران _ حلق آویز مرد زن پیر جوان تیر باران _ حلق آویز تیر باران _ حلق آویز 15 20 21 22 تیر باران _ حلق آویز تیر باران _ حلق آویز ورامین کرمانشاه مشهد ساری تیر باران _ حلق آویز تیر باران _ حلق آویز آذر آبان شهریور مرداد تیر باران _ حلق آویز تیر باران _ حلق آویز مجاهد اکثریت توده دموکرات تیر باران _ حلق آویز تیر باران _ حلق آویز 28 29 30 38 42 تیر باران _ حلق آویز تیر باران _ حلق آویز خنج مسجد سلیمان گناوه گوهردشت تیر باران _ حلق آویز تیر باران _ حلق آویز بهرام فرهاد نادر سیاوش تیر باران _ حلق آویز تیر باران _ حلق آویز ماکو درود هزاوه ماسوله تیر باران _ حلق آویز تیر باران _ حلق آویز اشرف سیمین بتول فرحناز تیر باران _ حلق آویز تیر باران _ حلق آویز اقلیت پیکار مرگ در زیر شکنجه تیر باران _ حلق آویز ایوب اسماعیل حشمت الله احمد تیر باران _ حلق آویز تیر باران _ حلق آویز زنجان زاهدان اندیمشک انزلی تیر باران _ حلق آویز تیر باران _ حلق آویز تقی زاده تقی زاده تقی زاده تقی زاده تقی زاده اعدام خانوادگی شکنجه اعدام بی نام ، بی نشان نوجوان، میانسال مرد ، زن سالم ، بیمار شمالی، جنوبی کرد ، لر بلوچ ، ترکمن اقلیت، اکثریت توده ، کارگر مجاهد، مجاهد حلق آویز ، تیرباران ، انفجار اوین، مرگ در زیر شکنجه اعدام اعدام اعدام اعدام . . .
" هيات کشتار" ابتدا از قربانيان خود می خواستند نام سازمانی را که به آن وابسته بودند، اعلام کنند. اگر در پاسخ گفته می شد "مجاهدين"، بازجويی پايان می يافت، و زندانی اعدام می شد. - آيا حاضريد اين کار را جلوی دوربين (تلويزيون) انجام دهيد؟ - آيا حاضريد نام کسانی را که پنهانی به سازمان سمپاتی دارند، فاش کنيد؟ - آيا شما مسلمانيد؟ - آيا به خدا اعتقاد داريد؟ - آيا به بهشت وجهنم معتقد هستيد؟ - آيا محمد را به عنوان خاتم الانبيا قبول داريد؟ - آيا در ماه رمضان روزه می گيريد؟ - آيا قرآن می خوانيد؟ - آيا ترجيح می دهيد با يک مسلمان هم بند شويد و يا يک غيرمسلمان؟ - آيا حاضرين زير ورقه ای را داير بر اين که به خدا، به پيغمبر و به قرآن و به روز رستاخيز ايمان داريد، امضا کنيد؟ - آيا در خانواده ای بزرگ شده ايد که پدر در آن نماز می خواند، روزه می گرفت و قرآن می خواند؟ " و به اين ترتيب به گونه ای نابا ورانه هزاران زندانی سياسی و عقيدتی قربانی شدند.
(عکس بالا دروازه ی شهر پاوه) مادر لباس ها را گرفت و گفت:"هفت سال مرا از کرج به اوین کشاندید و هربار پرسیدم، دخترم کی آزاد می شود؟ گفتید، بزودی. حالا بی آنکه نشانی گورش را بدهید، تنها لباس هایش را تحویلم می دهید! لباس های او را بر آستانه در خانه مان آویزان می کنم تا یادمان نرود شما با "ما چه کردید .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 23:59 توسط |
|
|
رفقا میل قبلی من هک شده است لطفا از ارسال هر پیامی به میل قبلی من خودداری کنید و پیامهای خود را به میل جدید من ارسال کنید.متشکرم.
abedtavancheh1917@yahoo.com |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 20:40 توسط |
|
|
خاطرات بازماندگان زندانيان 67 (قسمت اول)
...در پائيز 62 بود که خواهرم ليلا در محل کارش دستگير شد و همکارانش را چنان مرعوب کرده بودند که کسي جرات نکرد به ما اطلاع دهد. ليلا را تا پاسي از شب پاهايش را آش و لاش مي کنند تا جاي برادر ديگرم را حسن و شهناز که با پسر 5 ساله شان که بطور مخفي زندگي مي کردند، لو دهد. ليلا به تصور اينکه زمان کافي براي فرار حسن و شهناز مقاومت کرده و آن ها به جاي امن رفته اند، حدود ساعت 3 صبح به در منزل حسن مي رسند. همگي در خواب بودند. پاسداران جهل و جنون فرزند 5 ساله را از پدر و مادر جدا کرده و آنها را با خود همراه مي برند.... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 20:38 توسط |
|
|
خاطرات بازماندگان زندانيان 67 (قسمت دوم)
سربلند: تابستان 67 عاشورا و تاسوعا نيست قطب نماى تابستان 67 بما نشان ميدهد آنهايى كه با موشكهايشان داعيه آوردن آزادى و دمكراسى را دارند دروغگوهاى بيشرمى بيش نيستند ، ما بياد داريم همين دولتهاى امپرياليستى آمريكا و اروپا كه امروزه براى كشته شدن يك خبرنگار در ايران حس انسان دوستى شان گل ميكند در ان سال كشتار و خون سكوت كرده بودند ، 30000 اعدامى براى آنان در حد يك دهان دره هم نبود و از سويى ديگر مشوق رژيم هم بودند ، زيرا آنانى كه كشته شدند براى اين دول آدمخوار و استثمار گر هم خطرناك بودند كه ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 20:38 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 تیر 1385 |
| نویسندگان |
|
عابد توانچه نصرت محمدی ا.آزاد معلم |
|
RSS
|